أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

369

آثار الباقيه ( فارسى )

مطلب اين قضيه آگاه مىكند كه نامهايى كه خوارزميان بر بروج گذاشته‌اند موافق نامهايى است كه اشخاصى كه اين برجها را تصوير نموده‌اند بر آنها گذاشته‌اند و با اعراب كه نامهايى مخالف صور بروج بر آنها نهاده‌اند مخالفت كرده حتى اينكه جوزاء را در جمله بروج بجاى توامين گذاشتند با آنكه جوزاء صورت جبار است و اهل خوارزم گاهى اين برج را اذوپچكريك گويند و معناى آن ذو الصنمين است و مقتضاى با دو پيكر اين معنا مىباشد . نيز اعراب برج اسد را از عده صورى تصوير كرده‌اند كه در طول بر سه برج و مقدارى استيلاء يافته به غير از آنچه عرض دارد چه ، تازيان دو سر دو پيكر را ذراع مبسوط اسد دانسته‌اند و لخطه‌اى را كه در سينه سرطان است يعنى نثره را بينى اسد محسوب داشته‌اند . تازيان سينه عذراء را كه عواء باشد دو ورك اسد محسوب داشته‌اند و دست عذراء را كه سماك اعزل است يكى از دو ساق آن دانسته‌اند و رامح را ساق ديگر اسد تصوير نموده‌اند پس بنابر رأى تازيان صورت اسد بر برج سرطان و اسد و عذراء و پاره‌اى از برج ميزان و عده‌اى از صور شمالى و جنوبى گسترده شده با آنكه حقيقت امر غير از اين است . رد بر كتاب تفضيل عرب بر عجم و انتقاد از ستاره‌شناسى اعراب و تفضيل عجم و عرب هم‌چنين اگر در نامهايى كه براى ستارگان ثابت نهاده‌اند تأمل كنيم خواهيم ديد كه اعراب از علم بروج و صور خيلى دور بودند هرچند ابو محمد عبد اللّه بن مسلم بن قتيبه جبلى تهويل مىنمايد و در تمام كتابهاى خود سخن را بدرازا كشانيده و بخصوص در كتابى كه در تفضيل عرب بر عجم نوشته چنين پنداشته كه تازيان بستارگان و طلوع و غروب آنها از همه امم داناتر بوده‌اند و من نمىدانم آيا نمىدانسته و يا تجاهل كرده كه در تمام امكنهء زمين برزگران و چوپانان ابتداى اعمال خود و معرفت اوقات را به اندازه اعراب ميدانند و كسى كه جز آسمان سقفى ندارد و طلوع و غروب كواكب بر آن بيك نظام ادامه دارد مبادى كارها و شناسايى اوقات خود را ، خواهد بكواكب تعليق نمود و تنها اعراب را اين يك خصوصيت