أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
367
آثار الباقيه ( فارسى )
شبى در حال مستى با جامه ابريشم از كاخ خود بيرون شد و آنوقت بهار بود و در بيرون كاخ بيفتاد و خوابش برد و شب سرما خورد و مرد و مردم در شگفت شدند كه در اينوقت از بهار چطور انسان از سرما مىميرد اين بود كه نام آن را براى قضيهاى خارج از عادت كه در غير وقت خود روى داده تاريخ دانستند و اين روز در زمان ما بموقع حقيقى خود پيشى گرفته و عامه آن را در نيمه زمستان ميگيرند ، در اين روز و روزهاى چسبيده به آن اهل خوارزم بخور و دود و بويهاى طعامى را كه براى رفع غوائل جن و ارواح موذى گذاشتهاند آشكار ميكنند . اين كار از روى حزم و احتياط واجب است بخصوص كه اگر برخى از امور نفسانى را مانند عزائم و افسونها و دعاهايى را كه چون افاضل حكماء چون جالينوس تأثيرات ارواح سوء را در اين عالم ديدند جايز دانستند بر آن بيفزاييم و نيز اگر برخى از امور وابسته بكواكب را از قبيل اوقات مستعدّه و اختيارات با انواع و اصناف آن بر اين مطلب افزوده شود . حزم و احتياط اقتضا مىكند كه بر اشخاصى كه براى ابطال اين امور و تكذيب آن جزو ريشخند و سخريه و چانه بالاكشيدن دليلى ديگر ندارند وقعى نگذاريم و گفته آنانرا گوش ندهيم و جمعى زياد از فلاسفه بجن و شياطين معتقد بودند و ارسطو جن و شياطين را حيوان هوايى و نارى توصيف كرده و آنانرا نيز انسان نام نهاده و يحيى نحوى بوجود جن و شياطين اعتراف داشته و فلاسفه ديگر گفتهاند كه جن و شياطين جانهاى پليدى است كه پس از جدايى از كالبد براى اينكه حيران بودهاند و حقيقت را نشناختهاند بكالبد خود روى ميآورند و گمان مىكنم كه مانى در كتب خود به همين موضوعات اشاره كرده هرچند كه عبارات و اشارات او با الفاظى ركيك است . اخمن در اين ماه چيزى ذكر نكردهاند . اسبندارمجى روز چهارم آن را خيژ نامند يعنى روز قيام و در روز دهم عيدى است كه وخشنكام نام دارد و وخش نام فرشتهاى است كه به همه آبها بويژه بنهر جيحون