أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
366
آثار الباقيه ( فارسى )
شدت گرما بود و از اينجاست كه گفتهاند در اصل اريجهاس چوزان بوده و ترجمهاش اين است كه به زودى از لباس بيرون ميشوند يعنى هنگام آن ميرسد كه برهنه گردند ولى در زمان ما با وقت زراعت كنجد و ديگر چيزهايى كه با آن كاشته مىشود موافق شده از اينرو اين عيد را در موقع اين زراعت ميدانند . چيرى - روز پانزدهم آن را اجغار گويند كه به معناى آتش افروختن و شعله است و در زمانهاى گذشته اين عيد اولين وقتى بود كه به آتش افروختن نيازمند ميشدند و هوا در پاييز متغير ميشد ولى اين عيد در زمان ما بميان تابستان رسيده و هفتاد روز از اجغار مىشمارند آنوقت گندم پاييزه ميكارند . همداذ - در اين روز چيزى نگفتهاند . اخشريورى - روز اول آن را فغبريه مينامند و گويند كه در اصل فغربه بوده يعنى بيرون آمدن شاه زيرا ملوك خوارزم در چنين وقتى براى اينكه گرما تمام شده بود و سرما روى كرده بود بجايگاه زمستانى ميرفتند و اتراك غز را از سرحدات خود بيرون مينمودند و اطراف كشور خويش را از وجود آنان پاك مىساختند ، اومرى - روز اول آن از داكندخوار مىباشد و معنايش خوردن نان پيهآلود است و در اين روز از سرما در پناهگاهها مىرفتند و در كنار آتشهاى افروخته جمع ميشدند و نان چرب ميخوردند . روز سيزدهم آن عيد چيرى روچ است و چنان كه ايرانيان مهرگان را بزرگ ميدارند ايشان اين روز را بزرك مىدانستند و روز بيست و يكم آن عيدى است كه رام روچ نام دارد . ياناخن - در اين ماه چيزى ذكر نكردهاند . ادو - همچنين در اين ماه چيزى ذكر نكردهاند . ريمژد - روز پانزدهم آن نيمخب نام دارد و ميگويند كه در اصل مينچاخيب است و براى اينكه زياد در زبانها دور ميزد تصحيف شد و نيمخب گفته شد و معناى آن شب مينه است و مينه نام زنى است كه يكى از ملوك و بزرگان خوارزم بود و