أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
347
آثار الباقيه ( فارسى )
شياطين بر مردم و خانه آنان و انزال بلا به آدميان شاد گشتند و مردم كوشيدند كه خود را از شياطين در امان نگاه دارند اين بود دستههايى از خويش را مأمور ساختند كه خداوند را ياد كرده و بر صاحبان اين خانهها ثنا بخوانند و آن شب را خواب نرفتند از اينجاست كه زدن در خانهها و آواز خواندن براى صاحبان خانهها از آن عهد يادگار مانده است . بابلى گويد : علماى ايران گفتهاند كه جم كاليلى ؟ را به صورت انسان ديد كه رنگارنگ بوده با زيباترين چهره و بر گاو سپيدى سوار و در دست دستهاى سوسن داشت كه مىبوييد و گاو او از هفت گوهر كه عبارتند از زر ، سيم ، مس ، قلع ، آهن ، سرب مركب بوده آن سوار نام مردم را آورده و صفات آنان را ياد كرده و از فروغ خويش بر صاحبان آن نامها تقسيم مىكرد و نور و روشنى او رو به كاهش مىگذاشت . جم او را گفت اى زيباروى رنگارنگ و رنگآميز تو كيستى ؟ آن سوار گفت من بخت هستم . جم گفت از اينكه ميروى و مىآيى و سخن مىگويى چه مقصود دارى گفت من در اين كار بخت و اقبال را ميان مردم تقسيم مىكنم جم گفت اين سيم و زر را به كدام شخص مىدهى گفت بهركس كه خود سيم و زر دارد ! جم گفت در چه وقت بيش از هر زمان در جهان خواستگارى روى دهد گفت هنگامى كه برج ثور ميان آسمان باشد سپس اين سوار از نظر پنهان گشت . من بر اين سر بودم كه تا هنگامى كه در نقل ماههاى پارسى هستم تنها به حكايت آن بپردازم و از نزد خويش چيزى بر آن نيفزايم و چون كذب و محالات و آراء ركيك بسيار در آنها راه يافته اگر در جاى خود دم از تصحيح اين اقوال فروبندم ترك نصيحت كردهام از اينرو مىگويم بخت و اقبال را در جهان اوقاتى خاص است كه شخص به آن نائل مىگردد و اميد ميرود كه دعاها در آن هنگام به اجابت رسد و دعا با عزمى صحيح و اعتقادى قوى و توكلى راست مستجاب مىشود چنان كه در انجيل آمده به حق با شما مىگويم اگر در شما ايمان باشد شك مكنيد كه