أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

346

آثار الباقيه ( فارسى )

مىشود و سبب اينكه اين روز را عيد ميگيرند اين است كه مملكت ايران در اين روز از تركستان جدا شد و گاوهايى را كه تركستانيان از ايشان به يغما برده بودند از تورانيان پس گرفتند . نيز سبب ديگر آن است كه چون فريدون ضحاك بيوراسب را از ميان برد گاوهاى اثفيان را كه ضحاك در موقعى كه او را محاصره كرده بود و نمىگذاشت اثفيان به آنها دسترسى داشته باشد رها كرد و به خانه او برگردانيد و اثفيان مردى بود جليل القدر داراى همتى رفيع كه همواره به فقرا نعمت مىبخشيد و از احوال گرفتاران و بيچارگان جستجو ميكرد و آنان كه به او اميدوار بودند اميد ايشان را بدل بيأس نمىكرد و چون فريدون از اموال او رفع توقيف كرد مردم براى اينكه بعطاياى اثفيان چشم داشتند آن را عيد گرفتند . در اين روز بود كه فريدون را از شير گرفته بودند و در اين روز بود كه فريدون بر گاو سوار شد و در شب اين روز در آسمان گاوى از نور كه شاخهاى او از طلا و پايهاى او از نقره است و چرخ قمر را مىكشد ساعتى آشكار مىشود سپس غايب و پنهان ميگردد و هركس كه موفق بديدار او شود در ساعتى كه نظر به او مىافكند دعايش مستجاب خواهد شد . در اين شب بر كوه اعظم شبح گاوى سفيد ديده مىشود و اگر اين گاو دو مرتبه صدا برآورد سال ، فراوانى است و اگر يك مرتبه صدا كند خشكسالى خواهد شد سپس اين گاو نر از چشم پنهان مىشود و تا سال ديگر همانوقت ديده نمى - گردد و در اين روز با نوشيدن شير گاو تبرك مىجويند و اصحاب نيرنگ گويند هركسى صبحگاه اين روز پيش از آنكه سخن گويد يك به چاشت بخورد و ترنجى ببويد آن سال را به خوشى و فراوانى خواهد گذراند و از قحط و بيچارگى و بدبختى در امان خواهد ماند . بابلى گويد : برخى از ايرانيان اين روز را شوم مىدانند و مىگويند اين روز را جنيان عيد مىگيرند زيرا كه از مرگ جم به دست بيوراسب و چيره گشتن