أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
338
آثار الباقيه ( فارسى )
بود و او را مغلوب و منكوب ساخته بود ؛ مردم را بفريدون خواند و كاوه كسى است كه پادشاهان ايران به رايت او تيمن مىجستند و علم كاويانى از پوست خرس بود و برخى هم گفتهاند از پوست شير بوده و آن را درفش كاويان ناميدند كه پس از او بجواهر و طلا زيب و زيور كردند . نيز گفتهاند در اين روز فرشتگان براى يارى فريدون آمدند و در خانههاى پادشاهان اينطور در اين ماه رسم شده كه در صحن خانه مرد دلاورى هنگام طلوع آفتاب مىايستد و بآوازى بلند مىگويد « اى فرشتگان به دنيا پايين آييد و شياطين و اشرار را قلع و قمع كنيد و از دنيا آنانرا دفع نماييد » و مىگويند در اين روز خداوند زمين را گسترانيد و كالبدها را براى آنان كه محل ارواح باشد آفريد و در ساعتى از اين روز بود كه خداوند ماه را كه كرهاى سياه و بىفروغ بود بها و جلا بخشيد و بدين سبب گفتهاند كه ماه در مهرگان از آفتاب برتر است و فرخندهترين ساعات آن ماه است . سلمان فارسى ميگويد ما در عهد زردشتى بودن مىگفتيم خداوند براى زينت بندگان خود ياقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بيرون آورد و فضل اين دو بر ايام مانند فضل ياقوت و زبرجد است بجواهر ديگر . ايرانشهرى ميگويد كه خداوند از نور و ظلمت بين نوروز و مهرگان پيمان گرفت . سعيد بن فضل مىگويد علماى ايران گفتهاند كه قله كوه شاهين در همه ايام تابستان همواره سياه ديده مىشود و در بامداد مهرگان سپيده ديده ميگردد و چنين به نظر مىآيد كه بر آن برفى است و اين مطلب چه هوا صاف باشد و چه ابر هر دو يكسان است و در هر زمان يكنواخت است . كسروى ميگويد كه من از موبد متوكلى شنيدم كه ميگفت در روز مهرگان آفتاب ميان نور و ظلمت طلوع مىكند و ارواح را در اجساد مىميراند و بدينجهت ايرانيان اينروز را ميرگان گفتهاند .