أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

337

آثار الباقيه ( فارسى )

زادويه گفته است كه اين روز را آذرجشن مىگويند و اين روز براى آتشهايى كه در خانه‌هاى مردم است عيد است و اين عيد در قديم آغاز زمستان بوده و در اين عيد آتشهاى بزرك در خانه‌ها مىافروختند و عبادت خداوند و ستايش او را زياد مىنمودند و براى صرف غذا و ديگر شادمانيها بگرد هم جمع مىآمدند و اين آتش را براى رفع سرما و خشگى كه در زمستان حادث مىشود مىافروختند و مىگفتند انتشار حرارت چيزهايى را كه براى نباتات زيان‌آور باشد دفع مىكند . خورشيد موبد گفته است كه آذرجشن روز اول اين ماه بود و اين عيد براى خاصه بوده و از روزهاى معروف ايرانيان محسوب مىشود اگرچه در ماه‌هاى فارسى . است و اين عيد از روزهايى است كه مردم تخارستان آن را معمول ميداشتند و اين آتش را براى تغييرى كه در هوا پيدا شده كه اول زمستان است مىافروختند ولى در زمان ما اهل خراسان اين عيد را در آغاز پاييز ميگيرند و اين روز روز مهر است كه اول گهنبار پنجم است و آخر آن روز بهرام است و در اين روز خداوند بهائم را آفريد و نام آن مدياميريم‌گاه است . عيد مهرگان مهرماه روز اول آن هرمزد روز است و روز شانزدهم مهر است كه عيد بزرگى است و بمهرگان معروف است كه خزان دوم باشد و اين عيد مانند ديگر اعياد براى عموم مردم است و تفسير آن دوستى جان است و گويند كه مهر نام آفتاب است و چون در اين روز آفتاب براى اهل عالم پيدا شد اين است كه اين روز را مهرگان گويند و دليل بر اين گفتار آن است كه از آيين ساسانيان در اين روز اين بود كه تاجى را كه صورت آفتاب بر او بود بسر ميگذاشتند و آفتاب بر چرخ خود در آن تاج سوار بود و در اين روز بران ايرانيان بازارى به پا مىشود . ميگويند سبب اينكه اين روز را ايرانيان بزرك داشته‌اند آن شادمانى و خوشى است كه مردم شنيدند فريدون خروج كرده پس از آنكه كاوه بر ضحاك بيوراسب خروج نموده