أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
322
آثار الباقيه ( فارسى )
دعاها و نيايشها منع مىكرد و حسين بن قاسم را خليفه امر كرد كه از پيشرو خود تبرى جويد و او را تحقير كند و شخص مذكور دوان دوان به سوى ابن ابى العزاقر رفت و چند سيلى به گونههاى او نواخت ولى ابا عون را كه خليفه نيز چنين امر كرده بود از فرمانبردارى سرپيچيد و چون ديگر چارهاى نيافت دست خود را به سوى ريش ابى العزاقر از راه تعظيم و توقير گرفتن و خار و خاشاك از آن دراز كرده و دستش به لرزه درآمد و گفت مولاى من مولاى من ! درحالىكه رهبر و رهنماى او از او بيزارى مىجست و گفتههايش را تكذيب مىكرد . سپس ابن ابى العزاقر خواستار مباهله شد « 1 » كه اگر تا سه روز به دشمنان خود بلايى از آسمان نازل نشود خونش حلال باشد . الراضى باللّه از فقيهان و قاضيان چگونگى رفتارى را كه بايد با او بشود پرسيد و آنان رأى دادند كه بايد او را كشت و روى زمين را از اين لوث و پليدى پاك كرد اين بود كه ابن ابى العزاقر را با ابو عون در كنار بغداد نخست بدار آويختند سپس پايين آورده سرشان را بريده و بر نيزه كردند و كالبد ايشانرا سوزاندند و به حمد اللّه و منته دعاوى آنان به رسوايى كشيد . طيلسان ذيل دورى ميان تواريخ متنبئين را با سالهاى خورشيدى به طريق تصحيح شده از روى كتاب شاپورگان و غيره دربر دارد و چون يك كدام شناخته شود ديگران نيز شناخته مىگردند و به تفصيل آنان را يادآور شديم و جز افراد مشهور از اين دسته را كه داراى آثارى بودند و امتى باقى گذاشته كه به ايشان تاريخ مىگذارند ذكر نكرديم و ما به خواست خدا مطلب را استيفا كرده و تا حدى كه كافى باشد رسيديم و طيلسان اين است .
--> ( 1 ) - نخست مرتبه كلمه مباهله را در قرآن مىبينيم كه پيغمبر گرامى ما با مسيحيان حاضر شد كه مباهله كند يعنى هركدام ديگرى را نفرين كنند و از درگاه خداوند خصم خود را چارهجويى كند ولى ترسايان نپذيرفتند .