أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

316

آثار الباقيه ( فارسى )

و آنچه را كه مزدك تشريع كرده بود او هم امضا كرد و لشكريان مهدى را شكست داد و چهارده سال استيلا داشت تا آنكه در سال 169 هجرى محاصره شد و چون يقين پيدا كرد كه كشته خواهد شد خويش را به تنور انداخت كه از هم پراكنده شود تا آنكه گفته بود من زمانى بىجسد بودم راست آيد وليك نشد كه از هم متلاشى شود و او را در تنور بيافتند و سرش را بريدند و به نزد مهدى فرستادند و در آن روزگار مهدى در حلب بود . ابن مقنّع را پيروان بسيارى است كه در ماوراء النهر هستند و از مردم ، خويش را پنهان مىدارند و در ظاهر اسلام را به خود بسته‌اند و من اين اخبار را از فارسى به عربى ترجمه كرده‌ام و در كتاب ديگرى كه در اخبار مبيضّه و قرامطه است بطريق استقصاء ذكر كرده‌ام . شرح حال مسيلمه سپس در يمامه مردى پيدا شد كه مسيلمه نام داشت و اين نامه را به پيغمبر نوشت « 1 » الى محمد رسول اللّه سلام اللّه عليك اما بعد فانى اشركت فى الامر معك و ان لنا نصف الارض و لقريش نصف الارض و لكن قريش قوم يعتدون ، يعنى اين نامه به محمد رسول اللّه نگاشته شده كه سلام خداوند بر تو باد و من در حكومت و فرمانروايى با تو شريك شدم و نصفى از زمين از من و نيم ديگر آن از تو ولى مىدانم كه قريش به اين قسمت رضايت نمىدهند و قومى متعدّى هستد و اين نامه را به توسط دو رسول نزد پيغمبر فرستاد . پيغمبر به آن دو گفت شما چه مىگوييد گفتند آنچه كه مسيلمه گفته ما نيز مىگوييم پيغمبر فرمود اگر رسول را نمىكشتند گردن شما را مىزدم سپس اين نامه را در پاسخ نوشت من محمد رسول اللّه الى مسيلمة الكذاب سلام على من اتبع الهدى اما بعد فان الارض اللّه يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين ، و مىگويند كه چون تخم‌مرغ در سر كه گذاشته شده را در شيشه داخل مىكرد و در جاى بالهاى كنده

--> ( 1 ) - كتاب از الى محمد الخ آغاز مىشود من از نزد خود براى اتصال عبارت قسمت پيش از آن را نوشتم .