أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

مقدمه 16

آثار الباقيه ( فارسى )

برداشته نشد و بزرگتر دليل عجز بتانى است كه مورد احترام كپرنيك مىباشد و ناتوانى ابو الحسين صوفى منجم و متخصص در ثوابت از تسطيح كره . و مادام كه ما به اجمال صوفى را نشناخته باشيم نمىدانيم كه بيرونى چرا قدم در ميان نهاد و براى اين كار كمر بست . اين‌كه اروپاييان در كتب هيئت هرشل يا چند منجم ديگر را كاشف ستارگان مزدوج يا مضعف مىدانند عمدا يا سهوا حق بطلميوس و صوفى را تضييع كرده‌اند و اگر صوفى ايرانى است و به گفتهء منتسكيو چگونه مىتوان ايرانى بود و براى اين گناه حق او پايمال شده است ! بطلميوس كه يونانى است حق اين مرد عجيب را چرا تضييع كرديد . مطابق جدول ثوابت در مقالهء هفتم محبسطى او نخستين كسى است كه يك ستارهء مزدوج از جنس سحابيات در چشم صورت را مىيافته پس او امكان مزدوج بودن را واقع دانست . ( رامى يعنى قوس ) پس از او صوفى كواكب مزدوج متعددى كشف و يك كار بسيار مهمتر كه شاهكار جهانى است يك مجره ديگر در صورت Adnromeda يافته و حال آنكه پيش از او بطلميوس يك مجره بيشتر نمىشناخته و همچنين دريافته كه نورهاى كواكب ثابته همواره به يك اندازه نبوده و برخى از ثوابت اقدار خود را تغيير داده‌اند از اين رهگذر كتاب ثوابت صوفى بزرگترين كتاب در اين موضوع در سطح جهانى است . و بيرونى از دوست خود مهندس عبد الجليل سجزى كه در شيراز صوفى را ديده نقل مىكند كه او كره‌اى مانند كرهء آسمان ساخته بود و كواكب را بر آن نقش بسته بود و يك كاغذ نازك را پس از آنكه اين صور را رنگ مىكرد روى آنها مىگذاشت و چون كاغذ را مىگسترانيد مىديد كه اين صورتها در كاغذ و كره بسيار تفاوت دارند و نتوانست راهى براى تسطيح بدست آورد و چون اين مرد فرد با چنين هوش و اطلاع رياضى ، كه چند تن رياضيدان درجهء يك را از قبيل بوزجانى و صغانى و كوهى در دربار عضد الدوله ديده ، در كار تسطيح وامانده باشد بايد حال بسيارى از علما را كه شاگرد او هم به حساب نمىآمدند دانست كه چه بوده پس چون بيرونى وضع را بدين منوال ديد به چاره‌جويى پرداخت در عين حال صوفى را در امر ثوابت بر بطلميوس ترجيح مىدهد چه ، صوفى عمرش را در اين يك كار تمام كرده و مىگويد كه بطلميوس مىخواست در بسيارى از مسائل پيشرفت حاصل كند و صوفى در يك امر و كسى كه حواس خود را بر يك كار صرف كند از مرد پراكنده حواس موفقتر است و آنكه بخواهد همه چيز بداند هيچ‌چيز را نخواهد دانست . كتبى ديگر در تسطيح پيش از بيرونى و پس از او نگاشته شده كه موضوعا با بحث ما مختلف است چه ، آنها دربارهء ساختن اسطرلاب است و امروزه اين گفتگوها