أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
مقدمه 12
آثار الباقيه ( فارسى )
نبوده و بعدا به دست ايرانيان ساخته شد كه خود رسالهء پيدايش مثلثات در همين مجلد بيانگر مطلب است و براى روشن شدن بيشتر مطلب به آنجا مراجعه فرماييد . هنگامىكه شما در كار بطلميوس مىنگريد با همهء نواقص آن به ياد مىآوريد كه علما چه كوشش كردند تا در خط استوا اندازه يكدرجه را بدست آرند و چند سال سعى كردند و با خسوفها تفاوت يكدرجه را پيدا كنند و چه اندازه رنج بردند تا مرتبا ارتفاع قطب را بيابند و بدانند كه روى خط مستقيم در حركتند و اگر بطلميوس به يك تسطيح عالمانه دست نيافت حد اقل اين بود كه كار پرمشقت او سنگ زيربناى اين انديشه گشت و چند صد سال افكارى به آن مشغول شد تا پس از گذشت قرنها و صرف عمرها كار كاملى بدست آورد . اما علماى رياضى اين فكر را تخطئه كرده و محال دانستند اين بود به فكر چارهجويى افتادند و به گفتهء فرغانى ، يعقوب كندى يا خالد مرورودى اين نوع تسطيح را اختراع كردند كه بر سطح استوا نصف النهارات و مدارات تسطيح شود در نتيجه نصف النهارات به صورت خط مستقيم و مدارات به صورت دوايرى حول مركز كه تصوير قطب است خواهد افتاد . دو آتش چرخان را كه برداريد و دستههاى آنها را جدا سازيد و روى هم گذاشته يك كره مشبك تشكيل مىدهد سپس پا را از آن قسمت كه سيمها بهم پيچيده شده و يكديگر را ملاقات كرده فشار دهيد اين دو نيم كره پهن مىشود و آن دو نقطه كه محل تلاقى سيمهاى قطور بود و دو قطب كره محسوب مىشود مركز يك دايره مىشوند و آن سيمهاى قطور بهطور مستقيم در زمين گسترده مىگردد و آن سيمهاى باريك كه به اين سيمهاى قطور پيچيده شد تشكيل شدهاند مدارات عروض مىباشد و تصوير قائم همين بود كه بعرض رسيد و در كتاب كامل اين چند سطر را ملاحظه مىفرماييد . « نضغتط احد قطبى الكره حتى نفع منطبقة على القطب الاخر و تتحد القطبان و حينئذ يقع دواثر انصاف النهر خطوطا مستقيمة و المدارات دواثر بعضها حول بعض . » و بيرونى در