أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
86
آثار الباقيه ( فارسى )
پس يهود داراى سه نوع سال شدند نوع اول را حسارين گويد كه به معناى ناقص است و اين سالى است كه مرحشون و كسليو بايد هريك ( 29 ) روز باشد . نوع دوم را كسدران گويند و تفسير اين كلمه معتدل است و آن سالى است كه مرحشون ( 29 ) روز بايد باشد و كسليو سى روز . نوع سوم را شلاميم گويند به معناى تام و آن سالى است كه مرحشون و كسليو سى روز باشد و هريك از اين انواع سهگانه هم يا بسيط است يا عبور . پس يهود داراى شش نوع سال شدند چنان كه در اين صورت شاخهبندى كردهام : سال يا بسيط است و مشتمل بر دوازده ماه است و آن يا عبور است مشتمل بر سيزده ماه است و آن و يهود را در استخراج اين امر حسابها و جداولى بسيار است كه در آتيه نخواهيم از بيان آن كوتاهى كرد . سپس يهود در عمل سالها و استخراج و طريقهى به كار بستن اين ساليان به چند فرقهى بزرگ افتراق جستند . فرقه اول ربانيهاند كه از روى حساب مسير وسطى نيرين سال را بدست آوردند خواه هلال ديده و خواه ديده نشود زيرا مقصود ايشان فقط آن است كه از موقع اجتماع مدتى مفروض بگذرد . زيرا چنان كه گفتهاند وقتى كه يهود به