أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

78

آثار الباقيه ( فارسى )

مدت را در اول تاريخ خود كه اول افليريوس باشد كه مطابق با نيسان سريانيان است مىگذاشتند و دور نيست كه در اين حكايت راست گفته باشد زيرا ارصاد به نقصان كميت كسرى كه دنبال سال خورشيدى است از ربع تام ناطق است و ما خود يافتيم كه دخول آفتاب به برج حمل به اول نيسان مقدم شده بود پس بنابراين اين كار را كه از اهل روم نقل كرد ممكن است بلكه نزديك به واجب . پس از اين حكايت باز از روميان نقل مىكند كه چون ديدند آغاز سال ايشان از نخستين جايگاه خود منحرف شد ناچار به ساليان هند متمايل شدند و زياده‌ى ميان دو سال را در سال خود كبس كردند پس در نتيجه دخول آفتاب به اول برج حمل با اول نيسان مطابق شد و صاحب كتاب نامبرده مىگويد اگر ما هم اينطور كنيم نيسان به حال سابق خود برمىگردد و براى اين مقصود مثالى زده كه نتوانسته است تمام بكند و اين مثال ما را بجهالت و نادانى او دلالت مىكند چنان كه اين حكايت را كه از مردم روم نقل كرد دلالت داشت كه براى غير از ايشان تعصب خرج مىدهد و با خود ايشان تمايلى ندارد و آن مثل اين است كه تفاوت ميان سال روم و سال شمسى را بنابر مذاهب هند تجنيس كرده و اين تفاوت 729 ثانيه شده و روز را از جنس ثوانى نموده و بر اين تفاوت تقسيم كرده و خارج قسمت 118 شده كه ساليان باشد و شش ماه و شش روز و دو سوم روز و اين مقدار مدتى است كه تاريخ استحقاق دارد كه به جهت اين تفاوت يك روز تمام كبس شود . پس از اين مثال مىگويد اگر ما گذشته از تاريخ روم را كه 1225 سال در زمان او بوده كبيسه كنيم دخول شمس در اول برج حمل با اول نيسان مصادف مىشود و بعد از اين سخن به كلى مثال را ترك كرده و سالها را كبيسه نكرده و اگر مىكرد نتيجه قضاياى پيشين به نقيض گفته او مىرسيد و اول نيسان از دخول شمس به اول برج ثور نزديك مىشد زيرا تاريخى را كه او مثل زده ده روز و دو سوم روز استحقاق كبس دارد و چون ساليان روم ناقص‌تر است اول نيسان به اول دخول آفتاب در برج حمل پيشى خواهد گرفت و حصه كبس بر اول نيسان زيادتر خواهد