محسن ناجى نصرآبادى ( گروهى از پژوهشگران )
مقدمه 21
فهرست كتابهاى فارسى شده چاپى از آغاز تا سال 1370 ( فارسي )
و فراگيرى زبانهاى غربى در ميان ايشان شتاب بيشترى گرفت به گونهاى كه سهم كتابهاى فارسى شده در مقايسه با كتابهاى تأليفى اندك اندك رو به همسانى و در دههء اخير رو به تزايد نهاد . لذا شايسته است كه پديدهء ترجمه پس از مشروطه تا دههء اخير به مثابهء علمى از علوم مورد تحقيق و بررسى قرار گيرد تا جامعه فارسى زبان به لحاظ شناخت و شناسايى تاريخ تفكّر و تمدّن خويش و يافتن جايگاه خود در قلمرو فرهنگ بشرى به نتايج مستند و مستدل دست يابد . همچنين براى دستيابى به اين اهداف توجّه و نگرش به سوى آثارى كه از زبان فارسى به زبانهاى ديگر ترجمه شده است لازم مىآيد . اهالى زبانهاى منطقهاى و محلّى نيز كه در مجاورت فارسى زبانان قرار داشتند براى ادامه حيات فرهنگى خود به ترجمه آثار فارسى احساس نياز مىكردند . از اين رو آنان بسيارى از نگارشهاى فارسى را به زبان خويش برگرداندند به طورى كه امروزه در زبانهاى تركى ، اردو ، ازبكى ، پشتو و . . . انبوهى از آثار مترجم وجود دارد كه از زبان فارسى ترجمه شده است « 1 » . فرهيختگان متفكّر غرب از سدهء نوزدهم ميلادى به بعد در مراكز شرق شناسى توجه ويژهاى به نگارشهاى عربى و فارسى داشتند . ايشان ارزندهترين آثار تاريخى ، ادبى و عرفانى فارسى را به زبانهاى انگليسى ، فرانسه ، آلمانى ، روسى و ديگر زبانهاى غربى و اروپايى ترجمه كردند . با پيدا شدن انديشهء « ايران شناسى » اين روند شتاب گرفت به طورى كه امروزه انبوهى از آثار فارسى را مىتوان به شكل ترجمه شده آن در زبانهاى اروپايى سراغ گرفت « 2 » . دانشمندان شرق جهان اسلام نيز برخى از آرا و افكار خويش را به زبان فارسى بيان مىكردند . اين امر سبب شد كه پارهاى از اين آثار فارسى به عربى ترجمه شود كه لغويان و كتاب شناسان عرب زبان اصطلاح تعريب را براى آن وضع كردند .
--> ( 1 ) اختر راهى ، ترجمههاى متون فارسى به زبانهاى پاكستانى ، اسلام آباد : مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان ، 1365 . ( 2 ) . Indext ranslation : National bibliography , Paris , Unesco , 1945 .