عبد الحسين جواهر كلام

1954

تربت پاكان قم ( فارسي )

شوش دعوت كرد عذر آوردم و گفتم : طيب خان ! من پس از نماز سه مجلس دارم و ديگر به مجلس شما نمىرسم . وانگهى ساعت از نيمه‌شب هم مىگذرد . او گفت آقاى انصارى ! ما ده بيست نفر بوديم كه همه جور كارهاى خلاف انجام مىداديم و در اثر منبرهاى پارسال شما از همهء آنها دست كشيديم . من شما را - چه دعوت ما را قبول كنى و چه قبول نكنى - مىآيم و مىبرم . من هم قبول كردم و فكر مىكردم كه مجلسم خلوت است . اما ديدم مجلس مالامال از جمعيت است و از بهترين مجالس من در تهران شد . مرحوم حجة الاسلام حاج شيخ محمّد على انصارى مىنويسد : در زمان رضا خان سوادكوهى و پس از آن ، رشت و بندر انزلى در اثر استيلاى حزب توده ، مركز فحشا و منكرات بود و زن و مرد در انواع تمايلات نفسانى آزاد بودند . در چنين شرايط سختى عده‌اى از متدينين بندر به فكر افتاده و از مرحوم حاج شيخ مرتضى انصارى دعوت كردند كه دو ماه محرم و صفر براى تبليغ به آن شهر برود . وى آن سال را بدان شهر رفت و تبليغات دينى را آغاز كرد . مىگفت : ديدم نامه‌هاى زيادى نوشته مىشود و از گرانى پول حمام شكايت دارند در منبر پرسيدم : آقايان ! گرانى پول حمام به من چه ربطى دارد ؟ گفتند : آقا تا وقتى شما به اين شهر نيامده بوديد ، غالب مردم نماز نمىخواندند و براى غسل به حمام نمىرفتند . اكنون مردم اهميت نماز را يافته و نيازمند حمام و غسل هستند و حمام كم و گران است . ازاين‌رو ايشان دو باب حمام ساختند و مساجد متروكه و مخروبه را تعمير و آباد كردند و دو مسجد جديد نيز ساختند . پس از شكست خفّت‌بار رژيم شاه در طرح انجمن ايالتى و ولايتى ، شاه به تصويب لوايح ششگانه و رفراندم قلابى 6 بهمن 1341 روى آورد كه اين بار هم مراجع تقليد به همراه آيت‌اللّه خمينى به ميدان آمدند و مردم مسلمان و غيور ايران