عبد الحسين جواهر كلام

1955

تربت پاكان قم ( فارسي )

را بر مخالفت و اعتراض بر عليه آن برانگيختند و موج تظاهرات و اعتراضات در كشور به راه افتاد و به دنبال آن بسيارى از مساجد و درس‌هاى حوزه‌هاى علميه به تعطيلى كشيده شد و روحانيون و علما به زندان‌ها و سياه‌چالها روانه شدند و در پى آن ، عيد نوروز سال 1342 ، از سوى مراجع تقليد و علماى شهرستان‌ها روز عزا اعلام شد . با حلول فروردين 1342 ، كه هم‌زمان با ايام شهادت رئيس مذهب شيعه امام جعفر صادق عليه السّلام بود ، رژيم شاه براى حمله به حوزه علميه قم آماده شده بود . در آن روز ، ميدان آستانه و خيابان‌هاى اطراف حرم حضرت معصومه عليها السّلام مالامال از كماندوها و نيروهاى ارتشى بود و كاميون‌هاى مملو از سربازان مسلح در خيابان‌هاى قم تردد مىكردند . در قم يك حكومت نظامى اعلام نشده برقرار شده بود . نويسندهء كتاب بررسى و تحليلى از نهضت امام خمينى در اين‌باره مىنويسد : « . . . عصر روز جمعه دوّم فروردين ( 25 شوال 1382 ق ) به مناسبت سالروز شهادت حضرت امام جعفر عليه السّلام از سوى مرحوم آيت‌اللّه گلپايگانى در مدرسه فيضيه ، مجلس عزادارى برقرار بود . ازدحام جمعيت - كه تمام صحن حياط ، بالكن‌هاى طبقه دوّم و شبستان‌هاى مدرسه آكنده از مردم بود بسيار زياد و چشمگير بود . پس از سخنرانى حجة الاسلام حاج سيد محمّد آل طه ، مرحوم آقاى انصارى بر فراز منبر قرار گرفت و دربارهء زندگى امام صادق عليه السّلام و كوشش‌هاى دامنه‌دار آن حضرت در آگاه ساختن مردم به حقايق قرآن و مكتب تشيع و كارشكنىهاى شديد مخالفين و معاندين در مقابل آن حضرت داد سخن داد ، آن‌گاه از حوزهء علميهء قم به عنوان « دانشگاه امام صادق عليه السّلام » و « سربازخانهء امام زمان عليه السّلام » سخن به ميان آورد و رشتهء سخن را به نقش آن حوزه در حفظ و حراست احكام اسلام و استقلال ايران كشانيد كه يكباره صداى پرمهيب صلوات در فضاى مدرسه پيچيد و سخن او را قطع كرد . او بىاعتنا به اين صلوات بىمورد خواست به سخنان خود ادامه دهد كه بار ديگر صداى صلوات ، او را از سخن گفتن بازداشت . در اين هنگام آقاى سيد