عبد الحسين جواهر كلام
1953
تربت پاكان قم ( فارسي )
تا آدمهاى عادى - از منبرش استفاده مىبردند و منبر او را قدر مىدانستند . نمونهاى را در اينباره مىآوريم : سالى در كربلا ، در منزل مرحوم آيتاللّه حاج آقا حسين قمى منبر مىرفت روزى سخنش به درازا كشيد و ظهر نزديك شد ، ايشان خواست منبر را خاتمه دهد . آيتاللّه قمى فرمودند : « به بيانات خود ادامه دهيد ، امروز نماز نمىرويم » . و اين امر از شخصى زاهد و متقى مانند مرحوم آيتاللّه قمى بسيار عجيب بود . يكى از شاگردان حوزهء نجف مىفرمود : ايشان سالى در ماه مبارك رمضان ، در نجف اشرف در مسجد شيخ انصارى به منبر مىرفت . آيتاللّه خوئى هم شبها در مسجد خضرا درس مىفرمود . ما به ايشان مىگفتيم : آقا ، درس را كمى زودتر تعطيل كند تا به منبر آقاى انصارى هم برسيم . ايشان پرسيدند : مگر آقاى انصارى در منبر چه مىگويد كه شما مىخواهيد از درس من كم كنيد ؟ گفتم : آقا ! منبر ايشان گفتنى نيست ، ديدنى است . ايشان ، شبى درس را زودتر تعطيل كرد و به مجلس آقاى انصارى ، حاضر شد و از كثرت نقل در شگفت آمد و فرمود : آرى ! شما حق داريد . اين مجلس خيلى قابل استفاده است . و از آنروز به بعد ، هر شب درس را كمى زودتر تعطيل مىفرمود . بركات معنوى و مادى موعظههاى مرحوم انصارى قمى او به هرجا قدم مىگذاشت منشأ خير و بركت مىشد . چه بسيار گنهكارانى كه به محضر ايشان آمده و توبه مىكردند و از كارهاى زشتشان به يكباره دست مىكشيدند . او خود دراينباره گفته بود : زمانى در شبهاى محرم ، در تهران پس از نماز مغرب و عشا سه مجلس را اداره مىكردم . طيب خان - رضايى - پيش من آمد و مرا براى مجلس بارفروشان ميدان