مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
82
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
نسبنامهء او در اكثر تذكرهها و منابع تاريخى به صورتى است كه در آغاز اين گفتار نقل شد ( با تفاوتهاى اندكى كه در نقل و كتابت روى داده است ) و غالبا او را از اعراب دانستهاند ، ولى اين احتمال نيز هست كه اجداد وى از موالى بوده و به بكر بن وائل منسوب بودهاند . ابو يوسف بسوى در كتاب المعرفة و التاريخ گفته است كه وى از اعرابى بوده كه به خراسان نزد ليث ( ظاهرا ليث بن نصر سيار ) رفته و در آنجا اقامت گزيده است . البتّه اين خبر را سند ديگرى تأييد نمىكند و بعيد نيست كه در نقل روايت خلط و اشتباهى روى داده باشد . ولادت او در بلخ بوده است ، ولى بعضى از مورخان نوشتهاند كه هنگامى كه پدر و مادرش به حج رفته بودند ، ابراهيم در مكه تولد يافت . دربارهء علت خروج او از بلخ نيز روايات مختلف است . اغلب مورخان و تذكرهنويسان نوشتهاند كه وى در پى دگرگونى روحى و ترك اغراض دنيوى به عراق عرب و شام رفت تا زندگانى زاهدانه در پيش گيرد و رزق حلال از دسترنج خويش حاصل كند ، ولى طبق روايتى كه ابن عساكر نقل كرده است وى از ترس ابو مسلم از خراسان گريخت و به نواحى مرزى شام و روم ( ثغور ) رفت . بنا بر روايت ديگرى كه ابو نعيم اصفهانى آورده است ، عبد اللّه بن مبارك گفته است كه من و ابراهيم ادهم و گروهى ديگر در طلب علم از خراسان بيرون شديم . ابراهيم پس از خروج از بلخ به عراق عرب و از آنجا به حجاز و شام رفت و ساليان دراز در شهرهاى آن نواحى به سير آفاق و تزكيهء نفس مشغول بود و طبق روايات در جنگهاى مسلمانان با روم نيز شركت مىجست ، چنان كه گفتهاند كه حتى در وقت مرگ خواسته بود كه تير و كمانش را به دستش بدهند . به گفتهء فريد الدّين عطار ، ابراهيم ادهم پس از ترك بلخ به نيشابور رفت و در آنجا در غارى مسكن گزيد و مدت نه سال در آن غار به عبادت و رياضت مشغول شد ، ولى هنگامى كه مردمان از احوال او باخبر شدند ، آن محل را ترك كرد و به مكه روى نهاد . اين روايت پيش از عطار هم در خراسان معروف بوده و محمّد بن منوّر در اسرار التوحيد از رفتن ابو سعيد ابو الخير به آن ناحيه ( كه آن را « زندرزن » مىگويد ) براى زيارت غار و صومعهء ابراهيم ادهم ، و همراه شدن ابو على سينا با ابو سعيد سخن گفته است . سكنى گزيدن زاهدان و عابدان در غارها امرى معمول بوده است . و بعيد نيست كه ابراهيم ادهم