مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

79

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

الف [ 5 ] ابدال بلخى ابدال يكى از شعراى بلندآوازهء خاك ادب‌پرور بلخ بود . او در ابتدا مطيعى تخلّص مىكرد ، ولى در پايان عمر تخلّص ابدال را برگزيد . وى با محمّد خان شيبانى معاصر بود و در شعر و شاعرى مقامى ارجمند داشت . ابدال براى سير و سياحت زادگاهش را ترك گفت و به آذربايجان رفت . در آن سامان به دربار سلطان يعقوب تركمان بار يافت و مورد توجّه او قرار گرفت ؛ تا آنكه از نديمان سلطان يعقوب شد . ظرافت‌گويى او با سلطان در تاريخ ادب مشهور است . پس از وفات سلطان يعقوب ، ابدال عازم اصفهان شد و به منادمت شاه اسماعيل صفوى درآمد . او تا پايان عمر در اصفهان زيست . تاريخ ولادت و وفاتش معلوم نيست . از آثار ابدال فقط ديوان او به‌جا مانده است . بديهه‌گويى ابدال در ادب فارسى زبانزد خاصّ و عام بوده است . چون ابدال طبعى هزّال داشت ، بيشتر اشعار او رنگ مطايبه دارد و بدين سبب كمتر در تذكرها درج شده است . اين ابيات از اوست : هرچند كه كار تو درين گنبد گردان * چون قد الف هيچ خم و پيچ ندارد امروز مكن تكيه برين حرف كه فردا * معلوم تو گردد كه الف هيچ ندارد دارد دنيا نه مقام من ثابت قدم است * من و آن دار كه دروازهء شهر عدم است