مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
71
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
قارى و از اطبّا يوحنّا بن ماسويه جملگى بلخىاند . « 1 » بلخ را همين اهمّيّت و افتخار بسكه شيخ صدوق ( پس از 305 - 381 ه . ق ) دوبار به خراسان و بلخ - بار اول در سال 352 و بار دوم در بين سالهاى 367 - 368 ه . ق . سفر كرده است . از شهرهاى ماوراءالنهر چون سمرقند و فرغانه ديدن كرد و در همه جا مورد استقبال علما و مردم به ويژه شيعيان قرار گرفت . كتاب امالى وى مجموعهء سخنان او در جمع شيعيان بلخ مىباشد . شيخ صدوق ( ره ) فرمود : من از بلخ و شهرهاى آن ديدن كردم و در تمام ولايات از سوى مردم و علما پذيرايى گرمى شدم ، از آن جمله سيد جليل القدر ابو عبد اللّه محمّد بن حسن علوى بلخى ، معروف به شرف الدّين نعمت اللّه ، به گرمى از من استقبال كرد . او از من خواست كه كتاب علم و روح و روان من لا يحضره الفقيه را بنويسم . شيخ صدوق گفت : من لا يحضره الفقيه را به درخواست آن فقيه شيعى در ايلاق بلخ براى مردم آن ديار تأليف كردم . « 2 » بلخ را بدان جهت قبّة الاسلام ناميدهاند كه اهالى بلخ در دين اسلام ثابتقدم بودند و اين شهر مركز آموزش اسلام بود . مساجد شهر بلخ سهم بسزايى در آموزش علوم اسلامى داشت . « 3 » مؤلّف تاريخ بلخ ، از ابن حوقل نقل مىكند : نجيبترين مردم خراسان اهل بلخاند كه در فقه ، دين و علوم سرآمد روزگار هستند . ربع جمعيّت شهر بلخ را روحانيان ، فقها ، ذاكران و اعضاى خانوادهء آنها ، معلمان و طلاب مدارس دينى تشكيل مىدهند . ناصر خسرو بلخى گفته است : حكمت را خانه بود بلخ كنون * خانه ويران و بخت وارون شد كلاويخو ، جهانگرد غربى كه از مهماننوازيهاى مردم بلخ سخن رانده ، گفته است : وقتى وارد بلخ شدم برايم خلعت زربفت و اسب سوارى آوردند و مرا با نوشيدنيهاى گوارا پذيرايى كردند . « 4 »
--> ( 1 ) - بحر الاسرار ، بخش بلخ ، ص 72 . ( 2 ) - دائرةالمعارف تشيّع ، ج 1 ص 307 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ص 2 . ( 3 ) - بلخ در تاريخ و ادب فارسى ، صص 267 - 268 . ( 4 ) - سفرنامهء كلاويخو ، ص 204 .