مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

261

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

اصم گفت : آنكه از مخلوقات نترسد . عصام گفت : عابد كيست ؟ اصم گفت : آنكه راستى را سرمشق زندگانىاش گرداند . عصام گفت : زاهد كيست ؟ اصم گفت : آنكه عمل آخرت نمايد . عصام گفت : آيا وضو كردن را مىدانى ؟ حاتم اصم گفت : مىدانم ، هم وضوى باطن و هم وضوى ظاهرى را خوب مىدانم . عصام پرسيد : وضوى باطن چيست ؟ اصم گفت : آنكه خمير خود را با آب امانت بشويم و باطن خود را در درياى استغفار غوطه دهم تا ظاهر آراسته گردد و در حضور آفريدگار حاضر شوم و در مقام تكبير از مقام كبريايى حق ياد كنم و دل از همهء علايق و عوايق صاف كنم . در مقام قيام به دل و تن و جان حاضر باشم و روى به قبلهء او دارم . بهشت را در سمت راست خود و دوزخ را در سمت چپ و ملك‌الموت را در پشت سر و قبر را در جلو رو تصور مىكنم ؛ و همين‌طور از اول نماز تا آخر نماز با اين صورت در تصوّرات هستم . وقتى نماز من تمام شد ، مىترسم كه مورد قبول خداوند واقع نگردد و آن نماز را بر صورت من زنند . ابو عبد الرحمن اصم بلخى خطاب به قاضى القضاة شهر بلخ كرد و گفت : اى عصام ، مردمان به اداى فرائض مشغول شده‌اند و از قبول آن فارغ هستند و غافل گشته‌اند . قاضى عصام گفت : اين است نماز ، پس چند وقت است كه اين‌گونه نماز خوانده‌اى ؟ اصم گفت : سى سال است كه نماز را بدين هيئت خوانده و مىخوانم . عصام ، قاضى القضاة شهر بلخ از اسب فرود آمد و بر سر خود زد و گفت : اى عصام ، واى بر تو كه تو خلق خداى را مىخوانى و علم مىآموزى ، ولى نماز با چنان كيفيت در عمرت نخوانده‌اى . قاضى عصام به حاتم اصم بلخى گفت : مرا وصيتى كن . اصم گفت : تو را چه وصيتى كنم كه حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و آله فرموده است كه پنج گروه به پنج خصلت جلوتر از حساب به جهنم وارد مىشوند : 1 - اميران به سبب ظلم ؛ 2 - دهقانان به سبب تكبّر ؛ 3 - اعراب به سبب عداوت تعصّب ؛ 4 - تجّار به سبب خيانت ؛ 5 - عالمان به سبب