مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
258
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
كلمات قصار آن عارف بزرگ كسى كه سه چيز را بدون سه چيز بخواهد كذّاب است : 1 - آنكه حبّ خدا را بدون ورع و پرهيزگارى از محارم بخواهد . 2 - آنكه بهشت را بدون انفاق مال خود بخواهد . 3 - آنكه حبّ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را بدون محبت فقير بخواهد . « 1 » شخصى از او پرسيد : به چه وسيله از نعمت حكمت برخوردار شدى ؟ گفت : گرسنگى و ازخودگذشتگى و بيدارخوابى شبها . وقتى كه اصم بلخى به مراتبى از علم و تقوا نايل شد ، شخصى از او پرسيد : آيا در مسجد جامع با ما نمىنشينى ؟ گفت در مسجد جامع كسى نمىنشيند ، مگر اينكه جامع باشد ؛ يعنى به مراتب و الا و كمال رسيده باشد و يا اينكه جاهل باشد كه در اين صورت مقام مسجد را محترم نداند و بر وظيفهء خود عمل نكند . من نه جامع هستم و نه دوست دارم كه جاهل باشم . گفت : در خانه خود باش ، اگر همصحبت مىخواهى ، خداوند بهترين مصاحب است . اگر رفيق مىخواهى ، دو فرشتهء موكّل به حال تو كافى است . اگر انيس مىخواهى ، قرآن مونس تو است و ياد مرگ تو را پند و اندرز مىدهد . « 2 » شتابزدگى از اهريمن است ، مگر در پنج جا : 1 - غذا دادن به مهمان هنگامى كه وارد شود . 2 - كفن و دفن ميّت . 3 - به شوهر دادن دختر زمانى كه بالغ شد . 4 - بازپرداخت وام موقعى كه زمان پرداختش رسيده باشد . 5 - توبه كردن از گناه پس از ارتكاب آن . « 3 » ابو عبد الرحمن اصم بلخى گفت : هر بامداد شيطان از من مىپرسد كه چه مىخورى و چه مىپوشى و كجا آرام مىگيرى ؟ در جواب مىگويم : مرگ مىخورم و كفن مىپوشم و در قبر آرام مىگيرم . « 4 » گفت : هركس كه بخواهد به آيين ما بگرود ، بايد چهار علامت از مرگ را در خود به وجود بياورد : 1 - مرگ ابيض ، گرسنگى 2 - مرگ اسود ، تحمل آزار خلق 3 - مرگ احمر ،
--> ( 1 ) - الطبقات الكبرى ، شعرانى ، ج 1 ، ص 69 ؛ طبقات الصّوفية ، سلّمى ، ص 97 . ( 2 ) - طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 179 . ( 3 ) - فضائل بلخ ، ص 170 ؛ طبقات الصوفيه ، سلّمى ، ص 93 . ( 4 ) - فضائل بلخ ، ص 168 ؛ صفة الصفوة ، ج 4 ، ص 131 .