مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
24
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
چو گشتاسب را داد لهراسب تخت * فرود آمد از تخت و بربست رخت به بلخ گزين شد بر آن نوبهار * كه يزدانپرستان بدان روزگار مر آن خانه داشتندى چنان * كه مر مكه را تا زيان اين زمان « 1 » فردوسى نيز گويد : شهنشاه لهرساب در شهر بلخ * بكشتند و شد روز ما تار و تلخ و زانجا به نوش آذر اندر شدند * رد و هيربد را همه سر زدند ز خونشان بمرد آتش زردهشت * چنين بدكنش خورا نتوان شمرد « 2 » در دروازهء نوبهار و اطراف آن گورستان بزرگى بود كه بسيارى از بزرگان و حكما و كسانى كه در زهد و تقوا مرتبهء بالايى داشتند در اين محل دفن مىشدند . تاريخ بلخ پس از اسلام پس از فتح بلخ ، به ويژه در دوران حكومت معاويه ، مردم در مقابل استبداد حكّام تازهوارد دست به مقاومتهاى شديدى زدند ، لذا عوامل خود كامهء معاويه شهر بلخ را خراب كردند و بدينترتيب شهرى پرجوش و خروش مدتى از عرصهء فعّاليّت خارج گشت . « 3 » در سال 30 ه . ق . عبد اللّه بن عامر پسردايى خليفه از طرف عثمان به حكومت بلخ و خراسان منصوب شد . در همين سال عبد اللّه بن عامر اوّلين كسى بود كه به رودخانهء جيحون رسيد . او طالقان ، فارياب و تخارستان را فتح كرد . « 4 » گفته مىشود حاكم فارياب و طالقان با عبد اللّه بن عامر صلح كردند و پذيرفتند كه سالانه دويست هزار درهم و پانصد كر گندم و جو به
--> ( 1 ) - شاهنامه ، چاپ بروخيم ، « داستان به بلخ رفتن لهراسب و بر تخت نشستن گشتاسب » از دقيقى ، ص 1496 ، ابيات 3 - 5 . ( 2 ) - فردوسى ، شاهنامه ، چاپ بروخيم ، ج 6 ، « پادشاهى گشتاسب » ص 1560 ، ابيات 1 - 3 . ( 3 ) - تذكرهء جغرافياى تاريخى ايران ، ص 16 . ( 4 ) - تاريخ بيهقى ، ج 2 ، ص 60 .