مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

189

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

چون : ابن مدينى ، ابن أبى شيبه و دارقطنى او را دروغگو خوانده‌اند . ذهبى ، ابن حجر و ابن عدى ، روايات او را از حيث سند و متن تضعيف كرده‌اند . اكثر قريب به اتفاق رجال شناسان اهل سنّت او را در زمرهء ضعيفان شمرده‌اند و تنها دارابجردى او را ثقه دانسته است . « 1 » برخى از رجال‌شناسان شيعه چون نجاشى او را توثيق كرده‌اند و شيخ مفيد نيز سخنى نزديك به قول نجاشى دارد و او را ثقه مىداند . در دوران حكومت هارون به سال 170 ه . ق ابو حذيفه از طرف هارون به بغداد فرا خوانده شد و مدتى در يكى از مساجد آنجا به تدريس حديث پرداخت . وى تنها محدث بغدادى است كه اسماعيل بن عيسى عطا از او رواياتى نقل كرده است و نيز همو آثار او را در عراق منتشر ساخت . « 2 » بنا بر نقل خطيب ، روايات ابو حذيفه اسحاق بن بشر بلخى چندان مورد استقبال عراقيان و حجازيان واقع نشد و اكثر روايت‌كنندگان او خراسانى بودند از جمله محمّد بن قدامه بخارى ، موسى بن افلح بخارى ، محمّد بن يزيد نيشابورى و عبد اللّه بن احمد مروزى . در ميان راويان ابو حذيفهء بلخى نام اين افراد نيز ديده مىشود كه ظاهرا خوزستانى هستند : احمد بن سعيد باسيانى و على بن حرب جندى شاپورى . احمد بن سعيد در انتقال روايات وى به راويان بغدادى بسيار مؤثر بوده است . « 3 » اين مرد دانشمند داراى تأليفاتى بوده است كه المبتدأ ، مهمترين آنها و از نخستين تأليفات اسلامى دربارهء آغاز خلقت و قصص پيامبران است . اين كتاب مورد استفادهء علمايى چون : طبرى ، ثعلبى ، طبرانى ، ابن عساكر ، ابن كثير و ديگران قرار گرفته است . بخش مربوط به آدم و حوّا در نشريه مطالعاتى دربارهء پاپيروسهاى عربى به كوشش نبيهه عبود در شيكاگو به سال 1957 م چاپ شده است بخشهاى ديگرى از آن نيز به صورت خطى در كتابخانه ظاهريهء دمشق نگهدارى مىشود . جالب توجه است كه حديث « الهام بن الهيم بن لاقيس بن ابليس » كه محدّثان راوى آن را اسحاق بن بشر كاهلى

--> ( 1 ) - الضعفاء الكبير ، ج 1 ، ص 100 ؛ الضعفاء و المتروكين ، ج 1 ، ص 100 . ( 2 ) - اعيان الشيعة ، ج 3 ، ص 266 ؛ معجم الادباء ، ج 6 ، ص 72 . ( 3 ) - معجم الادباء ، ج 6 ، ص 72 .