مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

177

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

منوچهرى دامغانى ندارد . « 1 » راوندى بدون هيچ توضيح و توصيفى از قصيدهء تتماجيهء او ياد كرده است . گويا اين قصيده در عهد مؤلّف راحة الصدور به سال 599 ه . ق . شهرت داشته است . تتماج ( واژه‌اى تركى ) غذايى است در بلخ و نواحى آنكه هم‌اكنون به آش كشيده معروف است . « 2 » مردمان بلخ و نواحى آن از مهمانهاى بسيار عزيز خود با اين غذا پذيرايى مىكنند . استاد بهار مىگويد كه در كتابخانه‌ام جنگى وجود دارد كه بعد از سعدى و قبل از حافظ تأليف شده و از شعراى نامدار و گمنام اشعارى در آن ثبت است ؛ از آن جمله قصيده‌اى به نام منوچهرى در آن كتاب به چشم مىخورد . پس از مطالعه يقين كردم كه قصيده از منوچهرى نيست . در ديوان خطى خاقانى نيز كه در كتابخانهء حقير موجود است و به سال 1040 ه . ق . نوشته شده است قصيدهء تتماج ديده مىشود . اين قصيده نيز از خاقانى نيست . علاوه بر تفاوت سبك شعر ، قصيدهء مزبور در هيچ‌يك از نسخه‌هاى خطى و چاپى ديوان خاقانى نيز يافت نشده است و تنها در يك نسخه وجود دارد . شمس الدّين احمد بن منوچهر شصت كلّه بلخى اين قصيده را در وصف تتماج سروده است . او وصفى كرده است دقيق‌تر و لطيف‌تر از وصف هر وصّافى دربارهء اين غذا و همهء اشارات و علامات اين خورش را به ميان آورده است ؛ هرچند به صراحت ذكرى از نام خورش نكرده است . « 3 » قصيدهء تتماجيه شد خيل ستارگان پريشان * چون رايت صبح شد درافشان يك قرصهء زر بداد تاوان « 4 » * گم كرد فلك ستام صبحش فارغ ز همه فلان و به همان * من خفته ز مستى شبانه

--> ( 1 ) - مجلهء مهر ، س 6 ، ش 5 ، ص 348 . ( 2 ) - راحة الصدور ، ص 57 . ( 3 ) - مجله مهر ، شماره 5 ، سال 6 ، ص 347 . ( 4 ) - تاوان : غرامت .