مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
159
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
گفتهاند : روزى او در مجلسى به آبا و اجدادش آل برمك افتخار مىكرد ، برخى از حاضران براى تحقير او گفتند : خلّ كان ، بگذر از اينكه پدرم كيست و جدّم چهكاره بود و نسب من به چه كسانى مىرسد . . . « 1 » عدهاى ديگر از مورّخان او را كرد نژاد و به طايفهاى از اكراد معروف به زرزاريه منتسب مىدانند . « 2 » احسان عباس ، در مقدّمهء جلد چهارم وفيات الأعيان اين قول را رد مىكند و مىگويد : پدر و مادر او بلخى الاصل مىباشند و پدرش از نسل برامكه و مادرش از احفاد خلف بن ايوب بلخى شاگرد ابو حنيفه هستند ، پس وى چگونه مىتواند از اكراد اربيل باشد ؟ در اينكه او از علماى شافعى است ترديدى وجود ندارد ، ولى بعضى از محقّقان او را شيعه مىدانند و عقيده دارند كه وى معاويه و يزيد و عمرو بن عاص را در كتابهايش نكوهش كرده و جملهء رضى اللّه عنه را به دنبال نام آنها نياورده و همچنين علاقه شديدى به امير المؤمنين على بن ابى طالب داشته است . « 3 » دكتر احسان عباسى مىگويد كه غلام محمّد بن محى الدّين بن عمر اسلمى براى اثبات شيعه بودن ابن خلّكان به دلايل زير اشاره كرده است : 1 - وى فرزدق شاعر شيعى را توصيف و به او اظهار علاقه كرده است . ابن خلكان مىنويسد : او در مقابل ديدگان هشام بن عبد الملك خليفهء غاصب اموى ، امام زين العابدين ( ع ) را مدح كرد . « 4 » 2 - با خلفاى فاطمى مصر ارتباط داشته . 3 - با مشاهير شعراى شيعه مانند ابو المحاسن شوّا كه از شعراى اهل بيت ( ع ) بود و شاميان او را شيطان شام مىخواندند ، روابط دوستانهاى داشت در جلد پنجم وفيات از معاوية بن ابو سفيان اسم برده ، ولى جملهء رضى اللّه عنه را بر آن نيفزوده است . « 5 »
--> ( 1 ) - روضات الجنات ، ج 2 ، ص 45 . ( 2 ) - وفيات الاعيان ، ج 7 ، ص 20 . ( 3 ) - همان ، ص 55 - 56 . ( 4 ) - همان ، ص 95 . ( 5 ) - همان ، ج 5 ، ص 353 .