مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
160
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
دكتر احسان عباس پس از نقل اين مطالب مىگويد : مطالب مذكور دروغ محض است « 1 » . ابن خلّكان ، تحصيلاتش را نزد پدرش شروع كرد . پس از فوت پدر به موصل رفت و در درس كمال الدّين بن يونس ، فقيه عصر حاضر شد . سپس در اوان جوانى براى ادامهء تحصيل به حلب رفت و مدت كوتاهى در اين شهر اقامت گزيد و به محضر قاضى بهاء الدّين بن شداد رسيد و افتخار شاگردى او را يافت . آنگاه از اين محل به دمشق رفت و در شمار شاگردان ابن صلاح درآمد . ادبيات عرب را در نزد عالم نحوى على بن يعيش آموخت و پس از درگذشت ابن صلاح به مصر سفر كرد و در قاهره ساكن شد . در اين شهر نيز علوم مختلفى فراگرفت و به مدارج عالى دستيافت و به كمال اجتهاد نايل گشت . او در مصر به تدريس مىپرداخت ، فتوا مىداد و همچنين مطالبى را به نظم و نثر مىنوشت . قاضى سنجارى او را به معاونت خود برگزيد او در غياب وى به امور اجتماعى رسيدگى مىكرد . حاكم مصر او را به منصب قضاوت شام منصوب كرد . وى در 27 ذىالحجّهء سال 666 ه . ق . از مصر خارج و در ماه محرم سال 667 ه . ق . وارد دمشق شد و مدّت 10 سال در اين مقام باقى بود . وى در ابتدا تمام كارهاى قضاوت را خودش انجام مىداد . به حاكم مصر اطلاع دادند كه در شام چهار قاضى وجود دارند : 1 - شمس الدّين عبد اللّه بن محمّد عطاء حنفى ؛ 2 - زين الدّين عبد السلام زواوى مالكى ؛ 3 - شمس الدّين عبد الرحمن حنبلى ؛ 4 - شمس الدّين احمد بن خلكان شافعى . انسوى مىنويسد : ابن خلّكان از طرف ملك ظاهر براى بار دوم به منصب قضاوت شام منصوب و تا يك سال قبل از مرگش كه از اين مقام عزل شد . همچنان منصب قضاوت را داشت . « 2 » ابن طولون ، از صفدى نقل مىكند كه ابن خلّكان عليه سلطان وقت فتواى جهاد داد . سلطان پس از فتح شهر حمص در سال 680 ه . ق . ابن خلكان را به جرم همكارى با
--> ( 1 ) - وفيات الأعيان ، ج 7 ، 55 . ( 2 ) - طبقات الشافعيّة ، ج 1 ، ص 239 ؛ قضاة دمشق ، ص 76 ؛ ذيل مرآة الزمان ، ج 2 ، ص 452 ، فوات الوفيات ، ج 1 ، ص 55 ؛ البداية و النهاية ، ج 13 ، ص 279 ؛ الفوائد البهية ص 11 .