مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

132

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

كتاب تأليف كرده بوده است : يكى كتابى دربارهء كيفيت تأويل آيات قرآن و ايراد به تأويلات اسماعيليان - روشى كه مبلغان اسماعيلى از جمله مرورودى در آن مبالغه مىكردند - و ديگرى كتاب القرابين و الذبائح كه به مداق جيهانى - كه تمايلات ثنوى ( مانوى ؟ ) داشت - خوش نيامد . كتابى كه ابو زيد دربارهء كيفيت تأويلات نوشت و موجب تيرگى رابطهء او با مرورودى گرديد ، بعدها مورد توجه دانشمندان اسلامى و تمجيد و تحسين مجامع مذهبى قرار گرفت و حسن قبول يافت ، تا بدانجا كه ياقوت مىگويد : « ما صنف فى الاسلام كتاب انفع للمسلمين من كتاب البحث عن التأويلات ، صنفه ابو زيد البلخى » هنگامى كه احمد بن سهل بن هاشم مروزى در 360 ه . ق . به بلخ آمد و بر آن سامان مستولى شد ، وزارت خود را به ابو زيد پيشنهاد كرد ، اما او نپذيرفت ؛ سرانجام ابو القاسم بلخى كعبى را كه با ابو زيد دوستى داشت ، وزارت داد و ابو زيد را به كاتبى برگزيد . كعبى نيز به ابو زيد توجه خاصى داشت و در استفاده از مستمريها جانب او را مراعات مىكرد . ابو زيد به زادگاه خويش علاقهء بسيار داشت . به‌همين‌جهت پس از بازگشت به بلخ و بهبود وضع معاش خود ، در ناحيهء شامستيان ضياع و عقارى خريد . اين املاك پس از او در اختيار خويشاوندان و فرزندان و نوادگان او بوده است . ابو زيد در علوم اوايل و نيز علوم اسلامى دست داشت . در نوشته‌هاى خود از روش فلاسفه و اصحاب عقل پيروى مىكرد ، با اين تفاوت كه كتابهايش به نوشته‌هاى اهل ادب شبيه‌تر و به آنان نزديك‌تر بود . به علت آگاهى از فلسفه و به كار بردن روش فيلسوفان ، متهم به كفر و الحاد گرديد امّا به‌رغم اين اتهامات ، به گزارش برخى منابع مردى نيكواعتقاد بود و در به‌جاى آوردن وظايف مذهبى و عمل به احكام دين غفلت نمىورزيد . علما و فقهاى بلخ نيز او را داراى اعتقادى نيك و مذهبى استوار مىدانستند و بر آن بودند كه در مصنفات انبوه وى كلمه‌اى كه دلالت بر سستى عقيده و قدح در اعتقاد او كند ، پيدا نمىشود . ابو القاسم بلخى كعبى كه از معاصران و دوستان نزديك او بوده است ، در رد اين اتهامات مىگويد : ابو زيد مردى مظلوم است ؛ مردى است موحد و من به حال او آگاه‌تر از ديگران هستم ، چرا كه با يكديگر بزرگ شده‌ايم و با يكديگر منطق خوانده‌ايم و