مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
133
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
سپاس خداى را كه ملحد نشدهايم . ابو زيد به گفتهء معاصران و دوستانش هواى امامت ( طلب امام ) در سر داشت و گفته شده كه يكى از انگيزههاى سفر او به عراق همين امر بوده است . در مقابل اين نظر ، برخى عقيده دارند كه ابو زيد بااينكه در جوانى مذهب اماميه داشت ، بعدها از آن بازگشت و به تسنّن گراييد ، امام ابو حيّان توحيدى از زيدى بودن وى سخن گفته است . ابو زيد با دانشمندان زمان خود مباحثه و مكاتبه داشت و از شهرهاى دور و نزديك سؤالات علمى و مذهبى براى او مىفرستادند تا پاسخ گويد . رسالههاى اجوبة ابى على ابن محتاج ، اجوبة ابى اسحاق المؤدب ، اجوبة ابى القاسم الكعبى ، اجوبة ابى الفضل السكرى ، اجوبة اهل فارس ، جواب رسالة ابى على بن المنير الزيادى كه از نوشتههاى او بوده است شاهد بر اين مدعاست . ابو زيد علاوه بر تأليفات گرانقدر ، شاگردانى نيز داشته است كه از آن جملهاند : ابن فريغون كه كتاب جوامع العلوم از آثار اوست ، ابو الحسن محمّد بن يوسف عامرى ( وفات 381 ه . ق . ) كه در فلسفه از ابو زيد استفاده كرد و همچنين ابو محمّد حسن بن محمّد وزيرى كه كتابى در شرح احوال استاد خود نوشته بوده است . برخى از محققان ، محمّد بن زكرياى رازى ( 251 - 313 ه . ق . ) را نيز در فلسفه از شاگردان ابو زيد دانسته و گفتهاند رازى به سبب تعليمات او به فلسفهء نوفيثاغورى متوجه گرديد . ابو زيد به سبب وسعت دانش و عمق انديشه و فصاحت و بلاغت نوشتههايش ، مورد ستايش و تمجيد متقدمان و متأخران قرار گرفته است . ابو حيان توحيدى كه مردى دشوارپسند بوده ، او را « بحر البحور » و « عالم العلماء » خوانده است و در كتاب الامتاع و المؤانسة نيز از او عبارت « سيد اهل المشرق فى انواع الحكمة » ياد كرده است . شهرستانى در كتاب الملل و النحل وى را در رديف كندى ، ابن مسكويه ، ابو سليمان سجستانى ، فارابى ، ابن سينا و ابو الحسن عامرى و در شمار فلاسفهء متأخر اسلامى ذكر مىكند . آثار : از آنجا كه ابو زيد در علوم گوناگون دست داشته است ، نوشتههاى بسيارى در