مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
129
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
منظومه از ابو المؤيد بلخى به عنوان نخستين كس كه داستان يوسف و زليخا را به نظم كشيده ، ياد مىكند . از ابيات منظومهء يوسف و زليخاى ابو المؤيد چيزى بر جاى نمانده است ، اما سرورى و تتوى بيتى از ابو المؤيد آوردهاند كه صفا احتمال داده است از منظومهء يوسف و زليخاى او باشد . افزون بر آثار يادشده ، ابياتى نيز از اشعار ابو المؤيد در تذكرهها و فرهنگهاى لغت به عنوان شواهد شعرى آمده است . « 1 » [ 25 ] ابو بكر بن محمّد واعظى بلخى حكيم ابو بكر واعظى بلخى ، در بلخ پا به عرصه وجود نهاد و در همانجا تحصيلاتش را به پايان رسانيد . او از مشاهير سرزمين بلخ ، واعظى شيرين بيان و محقّقى عظيم الشّأن بود . وى در بلخ كرسى خطابه داشت و مردم را موعظه مىكرد و از طبع خوش و روانى نيز برخوردار بود ، لذا او را در شمار شعراى خوشنام و بلندآوازه جاى مىدهند . از نظر زهد و تقوا سرآمد اقران بود و از متصوفان روزگار خود بشمار مىرفت . اگرچه از اشعار او ابيات كمى بهجاى مانده ، همين مقدار اندك بيشتر دربارهء توحيد و فضائل صحابه و شمايل ياران برگزيدهء رسول خدا ( ص ) سروده شده است . مورّخان او را در شمار شعراى دورهء سلجوقيان آوردهاند . اين ابيات از اوست : نه از زحل بدىّ و نه نيكى ز مشترى * هست اين همه ز داور و نيك است داورى هر نيك و بد كه هست ز تقدير و حكم اوست * رنج و عنا و فاقه و مال و توانگرى اندوه و رنج و راحت و شادى و عزّ و ذلّ * نز دور دايره است و نه از چرخ چنبرى بخت جوان و دولت مسعود و روز سعد * بدبختى و بلا و عنا و بداخترى
--> ( 1 ) - دائرةالمعارف بزرگ اسلامى ، ج 6 ، صص 311 - 309 ، مقالهء مينا حفيظى ، با حذف منابع .