مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

128

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

التواريخ عنوان برخى از فصول اين شاهنامه را نيز كه از آنها در تأليف كتاب خويش بهره برده ، ذكر كرده است . برخى از فصول اين شاهنامه و روايات و داستانهايى كه دربارهء پهلوانان اسطوره‌اى و شاهان در اين اثر آمده - مانند اخبار آغش و هادان ( از پهلوانان عهد كيخسرو ) ، كى شكن ( برادرزادهء كيكاووس ) ، گرشاسب و نوادگان او ، نريمان و سام - يا در شاهنامهء ابو منصورى و شاهنامهء فردوسى نيامده ، يا به اختصار از آنها سخن گفته شده است . بر پايهء آنچه مؤلف تاريخ سيستان دربارهء « اخبار نريمان و سام و دستان » و « حديث رستم » و شاهنامهء فردوسى آورده ، شايد بتوان حدس زد كه فردوسى بيش از ابو المؤيد به رستم پرداخته است . منابع كهن در اين باب كه گرشاسب‌نامه بخشى از شاهنامه بوده ، يا كتابى مستقل ، آگاهى دقيقى به دست نمىدهند . صاحب مجمل التواريخ در آنجا كه به ذكر منابع خويش مىپردازد . ، گرشاسب‌نامه را از ديگر آثار ابو المؤيد چون اخبار نريمان و سام جدا كرده و آن را در كنار نام فرامرزنامه و اخبار بهمن . . . آورده است ، اما اين نيز روشن نيست كه آيا فرامرزنامه ، اخبار بهمن و قصهء كوش پيل‌دندان ، از آثار ابو المؤيد بوده است يا نه ، ازسوىديگر ، بلعمى در « پادشاهى بيوراسب » هنگامى كه از سرانجام جمشيد سخن مىگويد و اعقاب وى را برمىشمرد ، گرشاسب را نيز جزو ايشان ذكر مىكند و مىگويد سرگذشت آنان را ابو المؤيد بلخى در شاهنامهء بزرگ خويش آورده است . ازاين‌روى بىترديد شاهنامه‌اى كه بلعمى از آن با صفت « بزرگ » ياد مىكند ، اخبار گرشاب را نيز در بر داشته است . به رغم تفاوتهاى شاهنامهء ابو المؤيد با شاهنامهء فردوسى ، برخى از پژوهشگران بر پايه قراينى چند ، چون ذكر داستان اشكش ( آغش ) در شاهنامهء فردوسى و شباهت نسب گرشاسب و شكل تدوين داستان لهراسب در روايت فردوسى با شاهنامهء ابو المؤيد ، احتمال داده‌اند كه فردوسى از شاهنامهء ابو المؤيد نيز بهره جسته باشد . همچنين احتمال داده‌اند كه اسدى طوسى نيز از گرشاسب‌نامه ابو المؤيد بهره گرفته باشد . 3 . يوسف و زليخا ، از آثار منظوم ابو المؤيد است . تنها مأخذى كه از اين اثر ياد كرده ، منظومهء يوسف و زليخاست كه به خطا سرايندهء آن را فردوسى دانسته‌اند . سرايندهء اين