غلامرضا جلالى ( گروهى از پژوهشگران )
70
مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي )
بديعى ، مقامات حريرى ، حاشيه و شمسيه را بدون استاد ياد گرفت و مقدارى فقه و اصول و حكمت و كلام را نزد اساتيد آن عصر حوزه ، تلمذ كرد و به نيشابور بازگشت و پس از درگذشت پدر ، در حدود سال 1310 ه ق بار ديگر به مشهد آمد و در يكى از حجرههاى مدرسه نواب مستقر شد و تا پايان عمر هرگز به سفر نرفت . ميرزا انسانى سختكوش بود ، او بااينكه قدرت بينايى بسيار اندكى داشت ، هرگز دست از مطالعه نكشيد . گاهى تا سپيده صبح چشم از كتاب برنمىداشت و سحرگاهان ترنم گنجشكان او را به خود مىآورد . به تدريج دانستههاى ادبى و تاريخى او به جايى رسيد كه سخنان ارجمند او در گسترهء اين دانشها ، همهء صاحبنظران را به حيرت مىافكند . او در حكمت الهى و طبيعى نيز مهارت داشت و نظريات ملا صدرا را مىپسنديد و در نجوم ، جبر و مقابله و حساب و هندسه از دانايان بود و با موسيقى نيز آشنايى داشت . اما بدون ترديد تخصص او در علوم ادب بود . او تمام قاموس و برهان قاطع را حفظ داشت و افزون بر دوازده هزار بيت از اشعار عرب جاهلى را به خاطر سپرده بود . اديب هر شعرى را با همان حال و هواى خود شعر ، با لهجهاى بسيار دلنشين و سحرانگيز مىخواند . اديب اهل قناعت و مناعت طبع بود . از وجوهات كمتر استفاده مىكرد . بيشتر از راه حق التدريس آستان قدس رضوى و عايدات اندك ارثى نيشابور ، روزگار مىگذرانيد . او همسر نگزيد و به تنهايى راه زندگى را به آخر برد . بيانى صريح داشت و در مبارزه با جهل و ريا بيداد مىكرد . زندگى نظاممندى داشت و هفتهاى يكبار به حرم مطهر مشرف مىشد . در بيشتر درسهاى او ، متجاوز از سيصد طلبه شركت مىكردند . اديب پس از ساليان مديد سخت مريض شد و به بيمارستان منتصريه انتقال يافت و هرگز به حجره بازنگشت و حجره خود را با خاطره چهلساله رها ساخت . در حال احتضار از يكى از