پرويز اذكائى
68
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
مسأله و بل مشكل و معضل ردهبندى موضوعى نوشتههاى پهلوى اشارتوار پرداخته آيد . چه ، ردهبندى رايج و سنّتى بين علماى فقه اللغة از زمان مرحوم « وست » ( E . W . West ) همواره بر تقسيم آنها به دو طبقهء كلّى متون « دينى » و متون « غير دينى » بوده ؛ تقسيمات فرعى ( موضوعى ) ديگر اگر هم بعضا ملاحظه مىشود ، هرآينه اتفاقى و به طريق تفنّن صورت گرفته ، ابدا به حكم ضرورت و از باب اختصاص نبوده است . اكنون كه ما قصد كردهايم ؛ و بايد گفت هركس ديگر هم كه قصد كند تا متون پهلوى موجود و مفقود ، مطابق با يك طرح علمى كتابشناسانه ردهبندى موضوعى شود ، لا بدّ با يكرشته مسائل فنّى مواجه خواهد شد . در وهلهء اول همان مسألهء جارى عمومى كتابشناسان و فهرستنگاران مطرح است كه اصولا يك متن يا كتاب هرچه باشد بيش از يك « موضوع » بر آن مترتّب است . منتها آنان نظر به وسائل عملى ، دستشان براى شناسهنويسى موضوعى به تعداد دلخواه ( معمولا تا چهار موضوع ) باز است ، ولى در شرايط ( كتابى ) حاضر ما محدود و بل مجبور به گزينش موضوع اهمّ يا مقدّم براى هر متن پهلوى هستيم ، و موضوع تالى فالاهمّ را لا بدّ تحت عنوان طبقهء مربوط بدانهم مىآوريم ، فهكذا . در ثانى ، مسألهء كتابها و نوشتههاى مفقود است كه تنها از اسمها و عنوانهاى آنها در مطاوى متون - خصوصا - عربى و - احيانا - فارسى دورهء اسلامى اطلاع يافتهايم ، كه غالبا و بل تمام آنها كتب و رسالهها و نوشتههاى غير دينىاند ؛ فلذا تحت طبقات يا سرعنوانهاى موضوعى مربوطه ذكر و شرح خواهند شد « 1 » . بارى ، در ردهبندى موضوعى متون پهلوى طىّ بهرههاى اين بخش از گفتار ، مجال آن نباشد كه بيش از هفت طبقهء اصلى ( متون مذهبى ، متون فلسفى ، متون علمى ، متون مدنى ، متون حقوقى ، متون تاريخى ، متون ادبى ) سرعنوان موضوعى اختيار كنيم . « وست » ، 93 متن پهلوى اعمّ از كتاب بزرگ و كوچك ، رساله و مقاله يا قطعه را طىّ گفتار « ادبيات پهلوى » خود ، مندرج در كتاب سترگ « اساس فقه اللغهء ايرانى » ( ج 2 ، ص 75 - 129 ) - چنانكه گذشت - تحت دو مقولهء كلّى موضوعات « دينى » و « غير دينى » ياد كرده
--> ( 1 ) . جمشيد كاوسجى كاتراك ( J . C . Katrak ) گفتارى دارد به عنوان « نگاهى گذرا به نوشتارهاى پهلوى گمشده » ( در ) ارمغاننامهء سيلور جوبيلى - ( Iran Society Silver Jubilee Souvenir , 1944 - 1969 , Calcutta , 1970 , pp . 191 - 198 ) كه در جاى خود بدان ارجاع و استناد خواهيم كرد .