پرويز اذكائى

48

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

بايگانىهاى شاهى همدان و جز آنجا وجود داشته ، مكاتبات و فرمانها و ساير نامه‌ها به زبان آرامى و بعضا به يونانى تحرير مىشده است « 1 » . پيشتر ، نامه‌هاى « آرشام » شهربان مصر ( از 455 ق . م . ببعد ) در جزو اسناد چرمى و بردى ( الفانتين ) ياد شد ، كه علاوه بر ارائهء نمونه‌هاى برجسته از « آرامى شاهنشاهى » يا « آرامى ديوانى » ذكر اصطلاحات فرمدارى ( administration ) و لغات فارسى باستانى ، همانا مبيّن سبك انشائى و فنون رسائل ديوانى و دبيرى هم باشد . چنان‌كه شيوهء نشانىنويسى « از فلان به به همان » ، و سلام دادن به عبارت آرامى « شلم و شررت شگيع هوشرت لك » ، درست سبك و روش دفترخانه‌هاى هخامنشى و كاربرد پيوستهء آنها در گويش‌هاى فارسى ميانه ( پهلوى ) بوده است . بطور كلى ، انواع مختلف از اسناد و مكاتيب و آنچه از مطاوى تورات برمىآيد ، متضمّن اطلاعات اساسى راجع به ادارهء امور شهربانى / ساتراپىهاى هخامنشى ، بيانگر نمونه‌ها و شيوه‌هاى دفترخانه‌هاى شاهى ؛ و نشانگر نظام پيشرفته و عالى بريدى مىباشد ، كه هرودوت وصف كرده است . كاربرد زبانها و دبيره‌هاى گوناگون از براى پيامهاى شاهان نيز در كتاب « استر » ياد گرديده ، فلذا توان دانست كه بيشتر ايالت‌هاى امپراتورى ضمن نگهداشت خطّ و ربط محلّى ، خواندن آرامى را در حوزهء فرمدارى نيز آموخته و كاربسته بودند « 2 » . اينك بايد به خزانهء تخت‌جمشيد هم اشارتى برود ؛ ولى لازم به ذكر است كه اگرچه خط ميخى ايرانيان سنن پايدار تاريخى نداشته ، حتى در خود پارس هم به عنوان خطّ رسمى پذيرفته نشد ، اما فارسى باستان به مثابه يك‌زبان ملّى اهميّت فراوان يافت . گواه براين امر همان لوحه‌هاى تخت‌جمشيد است ، كه هرچند به زبان عيلامى نوشته آمده ، همانا از زبان فارسى باستان ترجمه شده‌اند . از كتيبه‌هاى هخامنشى كه كاتبان آنها نامهايى مانند « بگه‌بات ، دادومانيا » و جز اين‌ها دارند ، دانسته مىآيد كه دبيران مادى در ديوانخانه‌هاى هخامنشى نيز اشتغال داشته‌اند . شايد كه روايت « رديف اول » كتيبهء بيستون - يعنى روايت پارسى باستان به انشاى دبيران مادى بوده ، كه تا حدّى « رديف

--> ( 1 ) . ايران در دوران نخستين پادشاهان The cambridge history of Iran , vol . 2 , pp . 698 , 700 هخامنشى ، ص 64 . / ( 2 ) . مجلّهء دانشكدهء ادبيات ( دانشگاه تهران ) ، سال 5 ، ش 3 ، فروردين‌ماه 1337 ، ص 88 - 95 / The cambridge history of Iran , 2 , pp . 703 , 708 .