پرويز اذكائى

47

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

يهودى و « انبوو » صابئى اين‌همانى مىيابد . « نبو » پسر بعل مردوخ بود ، كه بابليان او را خداى كتاب و قلم ، و نيز خداى حكمت و دانايى و دبير خدايان در بغستان آنها مىدانستند . پيشتر از او ، خداى « ايا » يا « انكى » ( - هوشنگ ايرانى ) كه در داستان آفرينش بابلى سومين خدا پس از « آنو » و خداوند آب‌هاى نخستين بود ، به عنوان ايزد دانايى و حكمت نيز ياد گرديده ، كه كتابت و فنون و علوم آدمى را بنياد كرده است . سپس ايزد آسمانى « نبو » پسر مردوخ جايگزين ايزد زمينى « ايا » شد و با اختر عطارد اين‌همانى يافت و دبير خدايان گرديد ، چندان‌كه معبدى بزرگ از براى او ( - بيرس نمرود كنونى ) برافراشتند ، و جز اين‌ها . كوروش كبير در منشور بابلى خود ، خداى « نبو » ( - تير ايرانى ) و پدرش بعل مردوخ ( - هرمزد ايرانى ) را ياد كرده ، كه همواره دوستدار خاندان پادشاهى او بوده‌اند . خلاصه آنكه ايزد - اختر « تير » با اسم و رسم مادى خود ، ويژهء رستهء دبيران ايران‌زمين بوده است « 1 » . كاربرد خط و زبان آرامى در ديوانسراى هخامنشى و مراكز فرمدارى ، چنان‌كه پيشتر هم مكرّر گذشت ، جزو سنن و رسومى بود كه از پادشاهى مادان موروث گشت . البتّه قبلا هم در امپراتورى آشور از ديرباز رسائل آرامى « اگيرتو آراميتو » ، خطوط و اسناد آرامى پيش از خاندان سارگن كاربرد داشته است . همچنين ، آرامى شدن بابليان و گويش‌هاى بابلى نو واكدى در اسناد دورهء كلدانى تا دورهء اشكانى در بابل‌زمين هويداست ؛ بىترديد آرامى زبان رايج نواحى هم‌پيوسته در آنجا بوده است . ياد گرديد كه طومارهاى چرمى - يعنى مگالاتو ( - مجلّات ) را اسناد چرمى ( - كوش شپيرتو ) مىگفته‌اند ، « سپيرتو » ( - سندنويس ) كه كاتب دانشمند آرامى بوده ، وظيفهء مترجم و كارشناس زبان را هم برعهده داشته است . در عهد هخامنشى كه كارهاى سندنويسى و حوالجات فزونى يافت ، مراجعات به متون اسناد چرمى و كاتبان ( - سپيرو ) و سندنويسان مترجم و خبير بيشتر شد . از آنجا كه خطّ ميخى ايرانى مورد استفادهء عموم نبود ، تدريجا به بوتهء فراموشى سپرده گشت ؛ كه البتّه علّت متروك شدن آن رواج الفباى آرامى نبوده است . جز كتيبه‌ها ( كه به ميخى كتابت مىشد ) باقى اسناد از جمله آنچه در

--> ( 1 ) . رجوع شود به گفتار « تير مادى » از پرويز اذكايى ( در ) ماهنامهء چيستا ، سال 3 ، ش 10 / تيرماه 1365 ، ص 771 - 777 .