پرويز اذكائى

141

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

فرمان داد ؟ و بايد دانست از ملّت‌هاى پيش از اسلام كه اخبار آنان را دريافته‌ايم ، بيش از همه دو قوم بزرگ به علوم عقلى ( فلسفه ) توجّه داشته‌اند ، و آنها ايرانيان و روميان بوده‌اند ، كه بازار علوم در نزد آنان برطبق اخبارى كه به ما رسيده رونق و رواج داشته است . زيرا عمران ايشان به حدّ وفور بوده و دولت و سلطنت پيش از اسلام و هنگام ظهور اسلام به آنان اختصاص داشته است . ازاين‌رو در شهرها و نواحى متعلّق به ايشان درياى بيكرانى از اين علوم يافت مىشده است ؛ و اما ايرانيان بر شيوه‌اى بودند كه به علوم عقلى اهميّتى عظيم مىدادند ، و دايرهء آن علوم در كشور ايشان توسعه يافته بود ، زيرا دولت‌هاى ايشان در منتهاى پهناورى و عظمت بود ، و هم گويند كه اين علوم پس از آنكه اسكندر دارا را كشت و بر كشور كيانيان غلبه يافت از ايرانيان به يونانيان رسيده است . هم از شگفتىهايى كه واقعيت دارد اين است كه بيشتر دانشوران ملّت اسلام - خواه در علوم شرعى يا در دانش‌هاى عقلى - ايرانيان‌اند . . . ، مشايخ و استادان عجمى ( - ايرانى ) هستند بااين‌كه ملّت ( - دين ) و صاحب شريعت عربى است » « 1 » . تخم لقى كه آرنولد توين‌بى انگليسى با فلسفهء مسخرهء تاريخىاش در دهان بعضى از مستشرقان يونان‌پرست ايران‌گجست كاشت ( در مورد ايران ) به تقليد و تبعيت از جورج راولينسن انگليسى مورّخ كه گويا دوران ساسانى از ادوار انحطاط و « شكست » فرهنگى در تاريخ جهانى بشمار مىرود ، مقلّدان مسحور و بل مرعوب ايرانى او نيز از آن « زشت بيغاره » بر ايران‌زمين زدند . شادروان جهانگير تاواديا پارسى هندى تا حدّى به ابطال آن نظر پرداخته ، چنان‌كه قبلا هم شطرى به نقل آمد از جمله گويد كه دهه‌هاى نخستين اين دوره ( اول ) از فرمانروايى ساسانيان گرايش همه‌جانبه و افزايش دانش را در تمام جهات نشان مىدهد ، و اين‌ها نشانه‌هاى يك فرهنگ شكوفاست . در دوره‌هاى بعد همين‌كه توجّه به يكنواخت كردن و سخت‌گيرى در شرايع دين [ به قول شهيد مطهّرى « رژيم موبدى » ] برقرار مىشود ، آن وقت به راستى يك آرامش و وقفه‌اى راه مىيابد . اما فرهنگ يونانى هم ( سدهء 3 و 4 ) با همين خطر روبرو شد . . . ؛ ازاين‌جهت اين نيز درست نيست كه دورهء ساسانيان را « دورهء شكست » بناميم ، يعنى پايان شكفتگى در برابر ازهم‌پاشيدگى و نابودى محض ؛ بهتر آنكه اين عهد را دوران نطفه‌بندى نوزايى ( - رنسانس )

--> ( 1 ) . مقدّمهء ابن خلدون ، ترجمهء محمّد پروين گنابادى ، ج 1 و 2 ، ص 70 ، 1001 ، 1002 ، 1148 و 1150 .