پرويز اذكائى

142

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

عصر درخشان اسلامى بدانيم . . . » « 1 » . دوليسى اوليرى نيز در پىجويى انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى كه دانش‌هاى مسلمانان را دنبالهء كارهاى پيشرفتهء ايرانيان مىداند ، اضافه كند كه كارهاى دانشمندان هندى هم به علماى نجوم و رياضى ايران رسيده بود ، ولى آن كتاب‌هاى فارسى ميانه ( پهلوى ) كه وسيلهء انتقال به مسلمانان شد ، اكنون در دست نيست « 2 » . ريچارد فراى در كتاب « ميراث ايران باستان » خود ضمن اشاره به نفوذ انديشه‌هاى يونانى و هندى به ايران در روزگار خسرو انوشيروان ؛ و اينكه به‌نظر جمعى ريشهء دانشهاى اسلامى هم در آن دوران باشد ، درافزايد كه مىتوان چنين انگاشت كه بسيارى از نوشته‌هاى غير دينى پهلوى از ميان رفته باشد ، زيراكه موبدان در پى نگهدارى آنها نبودند ؛ و اهل دانش نيز دانشها و ادبيات را [ بعدا ] به جاى آنكه به خطّ دشوار پهلوى بخوانند در نسخه‌هاى عربى مىخواندند . ازسوىديگر نيز يقين داريم كه نوشته‌هاى علمى يونانى را نخست به پهلوى گردانده بودند ؛ و سپس از پهلوى به عربى ترجمه كردند كه اين خود نشانى است بر وجود فعّاليّت علمى به زبان پهلوى ؛ و بر روىهم در روزگار خسرو انوشيروان كارهاى علمى نمايان صورت پذيرفت » « 3 » . بارى ، آنچه تاكنون دربارهء تاريخ علم ايران باستان در اينجا و آنجا نوشته آمده ، نه جامع است ، نه كامل و نه وافى به مقصود ؛ تنها ملاحظه مىشود كه در سدهء گذشته ، فريدريش اشپيگل F . ) ( Spiegel يكى از اهمّ آثار خود ( - شناخت ايران باستانى ) - بخش بزرگى از جلد سوم را ويژهء « علوم و فنون » ساخته است « 4 » . كريستن‌سن با اشاره به بهره‌ورى ايرانيان از دانش‌هاى يونان و روم در عهد ساسانى گويد كه در آن زمان اشخاصى بوده‌اند كه كمابيش اوقات خود را منحصرا صرف مطالعات علمى مىنموده‌اند ؛ چون اوستاى ساسانى منبع اصلى تمام علوم محسوب مىشد ، ترديدى نمىتوان داشت كه اين عالمان همه از طبقهء روحانيان بوده‌اند « 5 » . اوستاى ساسانى چنان‌كه پيشتر هم اشاره رفت ، نه تنها شامل دستورهاى دينى ، كه

--> ( 1 ) . زبان و ادبيات پهلوى ( ترجمهء دكتر نجم‌آبادى ) ، ص 70 . ( 2 ) . انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى ( ترجمهء استاد احمد آرام ) ، ص 173 . ( 3 ) . ميراث باستانى ايران ( ترجمهء مسعود رجب‌نيا ) ، ص 369 - 370 . ( 4 ) . E ? ranische Alter Thumskunde . . . , 3 V . , Leipzig , 1871 - 1878 . ( 5 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 440 .