پرويز اذكائى
118
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
بهشت روشنا جايى نيست . » « 1 » اندرزنامههاى پهلوى كه نوشتههاى فارسى عهد اسلامى از آنها در دست است ، اغلب راجع و متعلّق به انديشهء زروانى باشد ، كه عطف توجّه به جهان مينوى را سفارش نموده ، همانا نمونهء آن كتاب « مينوى خرد » است . سيماى ديگر « مينوى خرد ، پيرو جوان ، عقل سرخ و حىّ بن يقظان » ، همان هوشنگ ايرانى و پواماندرس هرمسى يونانى است ، كه گذشته از نام و نشان آن در « جاويدان خرد » مشكويهء رازى ، سهروردى در « مونس العشاق » خود با آن ( پير « جاويد خرد » ) ديدار كند ، كه همان عقل فعال باشد « 2 » . يكى از پيران خردمند و از دانايان بنام ايران ، كه همگان از پير و جوان و خرد و كلان او را مىشناسند ، « بزرگمهر حكيم » است . اندرزهاى بزرگمهر بختگان كه گويند وزير خسرو انوشروان بوده ، حسب آنكه حكيم فردوسى در شاهنامه نظما بضبط آورده ، از ديرباز او را به مثابهء « حكيم » بزرگوار ايرانزمين مشهور بين خاصّ و عامّ نموده است . دربارهء شخصيت بزرگمهر بختگان مطالعات چندى صورت پذيرفته ، كه مشهور رسالهاى است از استاد كريستنسن دانماركى ، مبنى بر اينكه هويّت او بكلّى با « برزويهء » تاريخى - كه نام اصلىاش « برزمهر » بوده - منطبق باشد . برحسب اين نظر ، بزرگمهر بختگان يك شخص افسانهاى است ، كه گويا به تقليد از افسانهء باستانى حكيم « احيقر » آرامى ( سابق الذكر ) قصههايى دربارهء او نوشتهاند . ولى به احتمال قوى اين شخص مشهور اما مرموز كه نام او با حكايت ورود شطرنج به ايران مربوط است ، همان برزويهء طبيب باشد كه كتاب « كليله و دمنه » را از متن سانسكريت ( هندى ) به پهلوى ترجمه نمود ، چنانكه نصايح منقول از بزرجمهر حكيم قسمتى مأخوذ از مقدّمهء « برزويه » بر كليله و دمنه است « 3 » . بايد گفت كه هم از ديرباز ظنّ بر اينهمانى محرّر كليله و دمنه ( برزويه ) با بزرگمهر حكيم مىرفته ، چنانكه ابن نديم گويد كه گروهى معتقدند پارههايى از آن را بزرگمهر حكيم ساخته است « 4 » . مرحوم تاواديا همين نظر كريستنسن را - كه گويد بر دلايل متين استوار است -
--> ( 1 ) . Zurvan ( Part II text ) , pp . 397 - 398 . ( 2 ) . رمز و داستانهاى رمزى ( دكتر پورنامداريان همدانى ) ، ص 268 - 269 . ( 3 ) . مجلّهء مهر ، سال اول ، ش 9 ( بهمنماه 1312 ) ، ص 695 / ايران در زمان ساسانيان ، ص 76 . ( 4 ) . الفهرست ، چاپ تهران ، ص 364 .