پرويز اذكائى
119
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
پذيرفته ؛ ولى اينكه « وزرك / بزرج » را وجهى ناقص و مكسور از « برزوى » دانسته ، درست نمىداند « 1 » . احسان طبرى در گفتار به عنوان « بزرگمهر بختگان ، افسانه يا تاريخ » ، نظر كريستنسن را مبنى بر اتحاد و همانستى بزرگمهر و برزويه مقبول نمىداند ؛ بل وجود دو شخصيت مستقل تاريخى بزرگمهر بختگان وزير ( و ) برزويهء طبيب دربار را در يكزمان امرى ممكن و واقعى مىشمارد « 2 » . ما عجالة نمىتوانيم در اين فقره اظهارنظر قطعى كنيم ، الّا اينكه حسب اشارهء ابو ريحان بيرونى ( تحقيق ماللهند ، ص 123 و 220 ) مقدّمهء « برزويه » را بر كليله و دمنه همانا ابن المقفّع ايرانى الحاق نموده ، چون مانوى مذهب بوده ظاهرا از اين كار تبليغ مرام را خواسته است . شادروان كريستنسن قبول ندارد كه مقدمهء حسبحالى مزبور از ابن المقفّع باشد ، بل معتقد است كه آن شرح حال از خود برزويه - « متفكّر بزرگ قرن » - اما به ترجمهء ابن المقفّع بوده ، كه همانا روح مانوى و مزدكى بر فضاى آن غالب است ؛ در عين حال شباهت تامّى هم به عبارات حكيم پولس ايرانى در مقدّمهء « كتاب المنطق » دارد ، كه آن نيز براى خسرو انوشروان نوشته آمده است « 3 » . آنچه ما از اين نظرات نتيجه مىگيريم آنكه ، نه تنها ابن المقفّع مانوى بوده ، برزويهء پزشك هم مانوى بوده ؛ و نه تنها حكيم پولس هم مانوى مآب بوده ، كه همانا بزرگمهر حكيم - خواه حقيقى يا اسطورى - نيز مانوى بوده ، نظرى كه اخيرا استاد دانشپژوه هم بدان رسيده ؛ « 4 » و بىسبب نيست كه در صورت واقعى بودن هويّت يا وزارتش مورد غضب شاهنشاه گرديده ، على المشهور كارش به هلاكت فرجاميده است . شادروان مجتبى مينوى در كتابگزارى « خردنامه » كه از گفتار بزرجمهر حكيم اندر نكتهاى چند به علم بجشكى [ - يعنى پزشكى ، طبابت ] تعلق دارد » ياد كرده ، گويد كه همين خود مؤيّد فرضى است كه مرحوم كريستنسن دانماركى دربارهء وحدت بزرجمهر حكيم و برزويهء طبيب كرده است « 5 » . بههرحال ، دانسته مىآيد كه حكماى ايرانزمين يا وزراى حكيم - از بزرگمهر بختگان تا ميرزا تقى خان فراهانى - كه سر سالم به گور
--> ( 1 ) . زبان و ادبيات پهلوى ( ترجمهء دكتر نجمآبادى ) ، ص 139 . ( 2 ) . برخى بررسىها دربارهء جهانبينىهاى ايران ، ص 194 - 195 . ( 3 ) . ايران در زمان ساسانيان ( ترجمهء رشيد ياسمى ) ، چاپ 2 ، ص 452 ، 453 و 458 . ( 4 ) . جاودان خرد ( مشكويهء رازى ) ، مقدّمه ، ص 23 . ( 5 ) . خردنامه ، به كوشش منصور ثروت ، ص 26 - 27 .