پرويز اذكائى

115

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

حتى ترجمهء آرامى از حكم فارسى ( - مادى ) باستانى مىدانند ، كه به نوبهء خود بر حكمت ذيمقراطيس - يعنى « كلمات » دموكريتوس آبدرايى حكيم اتميست يونانى ( سدهء 5 ق . م . ) نافذ گشته است « 1 » . ماهيّت منطقى « حكم » يا كلمات قصار فلسفى ، چنان‌كه ماكوولسكى در « سوترا » هاى نحلهء هندى « نيايا » ( حدود نيمهء هزارهء يكم ق . م . ) بررسى كرده ، هم مبتنى بر اصالت ماده و اجزاء لايتجزّا ( - اتم‌هاى ) عناصر اربعه بوده ؛ و رشتهء مستقلّى بشمار مىآمده است كه اغلب به صورت كلمات قصار و سخنان كوتاه ( - سوتراها ) عرضه مىشد . در سوتراها مقولات گوناگون بدون توجه به روابط درونى ميان آنها بررسى مىگرديد . سوتراها معمولا براى اين منظور تنظيم مىشوند ، كه شاگردان مدارس آنها را از حفظ كنند ؛ اما با توجّه به فشردگى و كوتاهى اين سخنان فهمشان بدون شرح و تفسير امكان نداشته است . تفسيرها در ابتدا به صورت شفاهى عرضه مىشدند ؛ و سپس با زبان نبشته تثبيت مىگرديدند « 2 » . در يونانى ، پندهاى فيلسوفان - مانند كلمات سقراط و افلاطون - وصاياى ارسطو به اسكندر ؛ و مانند اين‌ها را « گنومولوگى » گفته‌اند - از « گنوماى » ( Gnomai ) به معناى « پندها » ، همچون نوشته‌هاى سكستوس و سكوندروس يا « جاويدان خرد » مشكويهء رازى ، مختار الحكم ابن فاتك ؛ و جز اين‌ها « اندرزنامه » هاى پهلوى كه ياد خواهند شد . سخنان كوتاه گزيدهء فلسفى را به لاتينى « آپوفتگما فيلوسوفوروم » ، امالى فلسفيه را « ديكتا فيلسوفوروم » ، سخنان حكيمانه را « فيلسوفون لوگى » و پند و اندرزها را هم « گنومولو / گنومولوگيوم » ناميده‌اند . استاد دانش‌پژوه به نقل از ارسطو ( دفتر آلفاى متافيزيك ، آغاز فصل 6 ) آرد كه اين پندها و اندرزها چون دربارهء زندگانى روزانهء مردم است ؛ اينكه چگونه دشوارىهاى شهرى و كشورى را بر طرف سازند ، پس تودهء مردم بدانها روى آورده ، گاهى آنها را با داستان و افسانه‌ها آميخته‌اند . دانشمندان هم كه سودى در انديشه‌شناسى و آراءنويسى نديدند ، چه آنها را گروهى انگشت‌شمار از اصحاب معرفت در مىيابند ، به همان پند و اندرزها روى آوردند كه مردم ؛ درست بمانند سقراط كه از

--> ( 1 ) . مجلّهء دانشكدهء ادبيات ( دانشگاه تهران ) ، سال 10 ، ش 3 ، ص 348 ببعد . ( 2 ) . تاريخ منطق ، ترجمهء فريدون شايان ، ص 30 و 51 .