پرويز اذكائى
114
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
IV . حكمت عملى - ( مدخل ثالث ) . دين زروانى ، چنانكه پيشتر اشاره رفت ، به مثابهء « مذهب فلاسفه » كه اصلا متّبع مغان ماد باستان ايران بوده ، در قياس و مماثل با دين موازى آن - « زردشتى » - كه پيامبرش زردشت سپيتمان فريانى شهير است ، هراز آگاه اين پرسش را پيش آورده كه آن دين - يعنى زروانى - آيا هيچ پيامبرى منسوب به خود داشته است ؟ اگرچه در اسناد موجود صريحا ذكرى يا اشارتى به پيامبر احتمالى دين زروانى نرفته ، به قرائن واضح و معلوم همواره گمان راقم اين سطور به « هوشنگ » پيشدادى مىرفته است . جاى تمهيد و استدلال عقلى و نقلى موضوع در اين مضيقه نباشد ؛ ولى هم در متون قديم ، هم در كتب ملل و نحل « هوشنگ » را پيامبرى دانستهاند كه كتاب او « جاودان خرد » باشد . هرگز نبايد گمان برد كه هوشنگ پيشدادى يك شخصيت حقيقى تاريخى بوده است ، حاشا كه تازه در عرصهء اساطير هم گويا يك « نامنژاد » ( - اسم قوم / ethnonym ) يا شايد يك « نامخدا » ( theonym ) بيش نباشد . ولى دين حكيمانهء هوشنگى و كتاب حكمت « جاودان خرد » منسوب به دو ، نه يك پديدهء اسطورى - ادبى كه همانا يك واقعيت تاريخى - اجتماعى در ايرانزمين است . هوشنگ پيشدادى بانى « دهيوپديه » ( - كشور دارى ) چنانكه پيشتر بشرح آمد ، از لحاظ مذاهب اختركيشى ( هرمسى ) همانا با « ايا » يا « انكى » بابلى ايزد دانايى و حكمت - كه كتابت و فنون و علوم آدمى را بنياد كرده - ؛ و با جانشين او « نبو » يا « نيمبو » آشورى - خداى حكمت و دانايى - ، نيز با « طاط » مصرى / « اخنوخ » يهودى / « ادريس » اسلامى ؛ و با خود « هرمس » يونانى - خداوند حكمت و دانش - اينهمانى يافته است . بنابراين ، انتساب حكم و امثال ، مواعظ و نصايح خردمندانه ، تجارب و آزمونهاى حكيمانه به دو ، به عنوان « خردهاى جاويدان » بىوجه نبوده باشد . امثال و حكم « احيقر » حكيم آرامى كه « اومانو » ( - رايزن ) در بار سناخريب و اسرحدون آشورى بوده ( سدهء 7 ق . م . ) به گويش آرامى ميانرودانى ، اوايل قرن حاضر در الفانتين پيدا شده است . هرچند كه گفتهاند امثال و حكم احيقر عارى از تأثيرات اكادى و ايرانى مىباشد « 1 » ، آلتهايم آرامىشناس و دكتر ماتسوخ آنها را متأثر از حكمت مغانى و
--> ( 1 ) . The Cambridge History of Iran , vol . 2 , pp . 699 , 707 .