پرويز اذكائى
89
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
بابل به ارمغان آورد . قلمرو شاه پارسى براى اين يونانىها كه به بوى طلا يا به خاطر كسب دانش مىآمدند ، گشاده بود « 1 » . ولى گذشته از فيثاغورس و افلاطون و ارسطو ، در زمرهء فلاسفهء ايرانى مآب يونان ، امپدوكلس / انباذقلس ( چهار عنصرى ) ، دموكريتوس / ذيمقراطيس ( ذرّهگرا ) ، پروتاگوراس ( عرفانپيشه ) ، اودكسوس كنيد و سى عالم رياضى ( كه سخنانى و الا دربارهء مغان فرزانهء ايران بر زبان آورده ) و جز اينان ، هيچكس بمانند هراكليتوس افسوسى جهانبينى گيتىگرايانه ( - ماترياليستى ) اش عميقا متأثّر از فلسفهء ثنوى زروانى ايرانى - نظريهء ضدّين - نظريهء « حركت » و صيرورت عمومى ناشى از وحدت و پيكار متقابلان ، نگرهء عنصر بنيادى « آتش » مغانى در ساختار گيتى و كيهان نبوده است . او يك حكيم زروانى به تمام معنا بوده ، كه متفكّران معاصر ، جهانبينى او را به نحو احسن مطابق با اصول ماديّت جدلى دانستهاند « 2 » . اما تأثير حكمت زروانى مغان بر فلسفهء مينوگرايى افلاطون ، علاوه بر آنچه ياد شد - ثنويّت و نگرهء مثل و جز اينها همانا در نظريهء ادوار الوف كونيّه ( - هزارههاى آفرينشى كه افلاطون به سال بزرگ / Aeon تعبير كرده ) ، زمان ازلى - يعنى همان « زروان » ( chronos ) و نظريهء عالم اكبر و عالم اصغر نيز به خوبى هويداست . اين نگرهء ايرانى « زروانى » جهان مهين و جهان كهين به علاوه بر حكمت فلاسفهء رواقى ؛ و بر نظريات « هيپوكرات / ابقراط » پدر پزشكى يونان نيز قويا و بطور مستقيم تأثير و نفوذ داشته است . همهء اين نگرههاى فلسفى ايرانى بر جهانبينىهاى يهودى و مسيحى و عرفانى دنيا عموما تأثيرگذارده ، بىواسطه يا بواسطه بدانها انتقال يافته است . « 3 » يك فقرهء جالب نظر كه « كانگا » طىّ بررسى تطبيقى ميان روايت آفرينش در « گاتها » ( يسنا 29 ) راجع به گوشورون ( - روانكاو ) و در بندهشن ( فصل 3 و 4 ) راجع به « گيومرث » اظهار نموده ، چنين روندى مبنى بر تكامل نوعى موجودات ، نه تنها مؤثّر بر نگرهء « روح جهان /
--> ( 1 ) . تاريخ مردم ايران قبل از اسلام ، ج 1 ، ص 176 . ( 2 ) . تاريخ منطق ( ماكوولسكى ) ، ص 67 - 68 . ( 3 ) . مقدمه بر فلسفهء تاريخ ( الياده ) ، ص 166 ، 170 - 174 . / تمدن ايرانى ، ص 120 - 121 / مقالات معين ، ج 1 ، ص 46 - 51 . / كيانيان ( كريستنسن ) ، ص 181 - 182 / يادنامهء دينشاه ايرانى ، ص 154 . / سير فلسفه در ايران ( اقبال لاهورى ) ، ص 8 - 9 . / History of persian Empire ( Olmstead ) , p . 479 .