السيد أحمد الحسيني الاشكوري
85
شاعران فارسى سرا ( فارسي )
اين بيمارى و سنگينى گوش او را به انزوا كشيد ولى از مهربانىهاى شاه بىبهره نماند . انشاء وى زيبا و نگارشش دلنشين است ، شعر نيكو مىسرايد و از دانشهاى عصر خود اطلاعى داشت . در وصف كتاب خود « آداب ناصرى » گويد : پرور شد اين كتاب چه از تازى و درى * در فيض عام گشت چو خورشيد خاورى مطبوع طبع خسرو صاحبقران فتاد * يعنى كه گشت شهره به آداب ناصرى و نيز در پايان كتاب گويد : هزار و سيصد و سه بد ز هجرت * كه پنجاه و يك از ما شد ز فطرت بر آن بودم كه گر يابم مجالى * بقاى نام را بندم خيالى بزر ديدم توان كردن سرانجام * ز اعمال نكو نيكوئى نام قضا را همچنان عمرم بسر شد * كز اول روز كف محتاجتر شد بقاى نام را بيچاره ماندم * چه زر در كف نبودم دُر فشاندم او راست « آداب ناصرى » كه به سال 1303 تأليف شده است . خليلى درويش خليل اصفهانى بيشتر شعرش در فضائل و مناقب حضرات معصومين عليهم السلام گفته شده با تخلص « خليلى » . قصيدهاى بس طولانى به سال 1145 در مدح و منقبت حضرت امام رضا عليه السلام سروده كه در پايان آن گويد : بزرگوار خدايا به آن امام شهيد * كه او بغربت غم جام زهر را نوشيد بغربت و بغريبى مقام و منزل كرد * بكام خويشتن او زهر غصه داخل كرد به حق آن دو لب نازنين زهرآلود * كه جام زهر جفا را چه شهد مىپالود كه بگذر از سر عصيان امتان رسول * صحيفهء عمل جمله را بكن تو قبول