السيد أحمد الحسيني الاشكوري

86

شاعران فارسى سرا ( فارسي )

به بخش از كرم خويشتن گناه همه * سفيد كن ز كرم نامهء سياه همه بدشت كرب و بلا يا بصحن شاه رضا * بكن تو مدفن ايشان ز روى لطف و عطا علىالخصوص ( خليلى ) كه ديده گريانست * هميشه مادح اولاد پاك عمرانست بدل طواف در روضهء رضا دارد * بر آستانهء او دايم التجا دارد ثنا و حمد كند ذوالجلال اقدس را * كه تا نصيب كند مشهد مقدس را خوئى مير فتح اللّه فرزند محمد رضا شريف حسينى خوئى دانشمند والامرتبت ، شيخ الاسلام خوى ، در علم كلام و عقايد متبحر ، معروف به آقا ، از دانشمندان نيمهء اول سدهء سيزدهم . با پدر به « قره‌قوش » رفت و از وى در ابياتى اجازه خواست تا به ديدن دوستان برود ، در اين ابيات بعضى اصطلاحات تركى مخصوص قره‌قوش آمده و خالى از شوخى نيست : امروز دو روز است كه اندر قره‌قوشم * در آتش هجرت چو خم باده بجوشم هر ساعتم از هجر تو بر ديده چو سالى است * با آنكه قِراق « 1 » از رخ خوبت شده دوشم دل گويدم هردم كه شوم باز بكويت * از خوف پدر ليك زبان‌بسته خموشم از حال دل‌خسته شنو چند بگويم * دانى كه چه آيد بسر اندر قره‌قوشم بيدار مرا ديدهء خونبار چو پروين * از كيك بود تا بسحر جوش و خروشم از بوى قغ و كرمه « 2 » دماغم شده ناخوش * از صوت خر و گاو كچى « 3 » كر شده گوشم با كرك « 4 » پر از كيك بيك گوشهء خانه * از ياد تو گه شاد گه از هجر تروشم

--> ( 1 ) . قراق : ساحل نهر . ( 2 ) . قغ : پشكل گوسفند . كرمه : پهن حيوانات هنگامى كه خشك شود . ( 3 ) . كچى : بزغاله . ( 4 ) . كرك : پوستين .