السيد أحمد الحسيني الاشكوري

84

شاعران فارسى سرا ( فارسي )

هر دو عالم از وجود ذات ايشان برقرار * بار الها تو بديشانم مرا محشور دار در صف ايشانم آور مام و هم باب و نيا * بلكه جمله نجمهء ما را كه هستند در ثرى خلخالى ملك سعيد فرزند محمد خلخالى عارف صوفى وحدت وجودى ، اصلا آذربايجانى و در شيراز سكونت داشت ، او را تكفير كردند و از اشاعره دانستند ، در رد اين تهمت كتاب « التحفة العلوية » را پرداخت ، به فارسى و لرى شعر مىگفت ، به سال 1013 در شيراز چشم از اين جهان فروبست . اين رباعى از اوست : تا طى بساط ملك هستى كرديم * بىنقص خودى خداپرستى كرديم بر ما مى وصل نيك مىپيمودند * تف بر رخ ما كه زود مستى كرديم در پاسخ آنان كه او را تكفير كردند گفته : بر ما فقيه نسبت چندين گناه كرد * بر ما گذشت و نامهء خود را سياه كرد منصور را نبود گناهى جز اينكه او * آيينه را به آينه‌دار اشتباه كرد خلوتى ميرزا محمد ابراهيم فرزند ميرزا احمد محلاتى نسب به خواجه نصير الدّين طوسى مىبرد ، در طهران به سال 1252 زاده شده و در همان شهر پرورش يافته است . در عنفوان جوانى پيشخدمت خاص خلوت ناصر الدّين قاجار شد و بدين مناسبت تخلص « خلوتى » را به خود داد ، پس از چندى در اطراف گونه و بينى وى بيمارى سودا هويدا گرديد ،