السيد أحمد الحسيني الاشكوري
80
شاعران فارسى سرا ( فارسي )
بنوك نيزه از نور جمالش آشكارا شد * همان نورى كه در طور آشكارا شد نهان كردى سر نعش پسر بر سرزنان شد نوحهگر زهرا * در آن صحرا كه جبريل امين را نوحهخوان كردى خراسانى محمد جعفر فرزند محمد طاهر كرمانى خراسانى اصفهانى عالمى است جامع علوم عقلى و نقلى ، دانش را از محضر علامهء مجلسى در اصفهان فرا گرفته و از وى اجازه حديث دارد ، سال 1080 ولادت و 1175 درگذشته است . كتابهاى « طباشير » و « فوائد الأخيار » از نگارشهاى او مىباشد ، در كتابهائى كه در سالهاى آخر عمر تأليف كرده سخنانى آمده است كه از ديد مذهبى بر وى خرده گرفتهاند . اين ابيات از اوست : غرقيم در گنه نظرى كن بسوى ما * ما را اميد آنكه نيارى به روى ما خود گفتهاى چو عهد شكستى بيا بيا * كس نااميد باز نگردد ز كوى ما رفتيم از درت چه نديديم روى كس * باز آمديم رفته ز رو آبروى ما دست تهى و نامهء عصيان شده سياه * از آب رحمتت بنما شستشوى ما از خاك آمديم و سراپاى ما خطاست * عفو است كار دوست گر اينست خوى ما خسرو ملا خسرو شعر را نيكو مىگفت ، اين دو بيت را در سال 973 از خود دانسته است : ز تاب مى شده گلگل رخ منور او * نموده بادهء ياقوت رنگ جوهر او شبم سيه نبود بلكه روز هجرانست * كه سوخت آتش آهم ز پاى تا سر او