على زمانى قمشه اى

65

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

المنصوريّة و نام اثر دوم اللوامع و المعارج است . 4 ) در همان قرن ، كتابى ارزشمند بر دست دانشمند سورى اهل حلب ، غرس الدّين احمد بن خليل چلبى ( متوفّى 970 / 1563 ) تأليف شد . عنوان كتاب ، كه نگارنده هنوز حتى بر ميكروفيلم آن نيز دست نيافته تا آن را مطالعه كند ، تنبيه النّقّاد على ما للهيئة المشهورة من الفساد است . تا آنجا كه مىتوانم بگويم تنها نسخهء اين كتاب همراه با مجموعه‌اى از نسخ خطى اخترشناسى در كتابخانهء سليمانيه استانبول نگهدارى مىشود . براساس يادداشت‌هاى نگارنده ، نويسنده در اين متن گفته است : « از آنجا كه اخترشناسى ، رايج و پذيرفته شده مبرا از ترديدهايى ( شكوك ) نيست ، خصوصا مطالبى كه به خروج از مركز مربوط مىشود ؛ من آن اشكالات را در اين رساله بحث كرده‌ام نه به اين منظور كه اصول اين صناعت را بىارزش كنم بلكه مىخواهم لغزش‌هايى را نشان دهم كه هماهنگ نيستند و آن را به عنوان برهانى براى آنچه در تحرير الوصول الى نهاية السؤل نوشته‌ام ، ارائه دهم . اين رساله را در پنج فصل تدوين كرده‌ام » . فصل چهارم اين رساله كه به چند بخش تقسيم مىشود ، به شكوك مربوط به افلاك قمر اختصاص دارد . خود رساله تاريخ 958 / 1551 را دارد . اگرچه كتاب تنبيه غرس الدّين ممكن است در جاى خود داراى اهميت باشد ، زيرا به سادگى به نظر مىرسد كه با مسئلهء خروج از مركز سروكار دارد ، امّا اين كتاب بدان جهت نيز اهميت دارد كه داراى تاريخى متأخرتر و متعلق به سوريه است . اهميت آن از اين نظر نيز بيشتر مىشود كه او به كتاب نهاية السؤل ابن شاطر ارجاع داده و از آن برمىآيد كه غرس الدّين بر اين كتاب شرح نوشته بوده است . مطالب محتوايى آن كتاب ، اگر هروقت بتوانند مشخص گردند . محتملا بسيار مهم است ، نه فقط ازآن‌رو كه ظاهرا اين شرح بايد به مسئلهء خروج