على زمانى قمشه اى

61

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

كه از او مورد توجه ابن شاطر قرار گرفته است ، هنوز شناسايى نشده‌اند . بررسى كه اخيرا به تلخيص المجسطى اختصاص داده‌ام ، سبب كشف اين واقعيت شد كه اين اثر ، به‌هيچ‌روى روايتى از مدل مورد اشارهء ابن شاطر را در برندارد . دورهء بعد از ابن شاطر پيشتر اشاره شد كه آثار منجمان معاصر يا متأخر بر ابن شاطر ، تاكنون بسيار كم مورد توجه قرار گرفته‌اند . از اين گذشته ، چون ما خودمان را متقاعد كرده بوديم كه قرن‌هاى بعد از ابن شاطر را قرنهاى افول تلقّى كنيم ، در نتيجه پژوهش دربارهء آثار اخترشناسان اين دوره نتايج بىسابقه و بديعى به دست خواهد داد . درحقيقت ، فقط در يك ارزيابى شتابزده از اين آثار ، كه من براساس شمار كمى از مجموعهء نسخه‌هاى خطى استانبول در طول دو ماه از تابستان سال 1989 ( به آن رهنمون شدم ، آثار مهم زير را كه بايد مورد بازيابى و پژوهش قرار گيرند ، كشف كردم : 1 ) در ميان آثار منسوب به ملا على قوشجى 879 / 1474 دو رساله وجود دارد كه از نظر تحقيقات ما داراى اهميت ويژه‌اى است . نخستين آنها رساله‌اى است كه از حل اشكالات مدل قمرى بطلميوس بحث مىكند كه آشكارا نام حل اشكال القمر را دارد . « 1 » هيچ مطلبى دربارهء محتواى اين رساله گفته نشده است ، جز آنكه شخص الغ بيگ - كه در آغاز نسبت به اهميت آن نظر مثبتى نداشت - سرانجام وقتى توسط مؤلّف براى وى خوانده شد ، از آن تقدير كرد . بخت يار ما خواهد شد اگر نسخهء خطى اين رساله از ميان انبوه مجموعه‌هاى اخترشناسى

--> ( 1 ) . اين رساله را طاش كويرىزاده در الشقايق النعمانية فى دولة العثمانية ، ويرايش احمد . س . فرات ، دانشكدهء ادبيات و دانشگاه استانبول 1985 ، ش 3353 ، ص 159 ، نام برده است .