على زمانى قمشه اى

60

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

شيرازى خود توضيح مىدهد كه نه مدل براى حل مشكل فلك معدّل المسير عطارد درست كرده است ، كه فقط نهمين آنها صحيح است . هشت‌تاى ديگر هركدام يك خطا دارد . شيرازى در ادامه مىگويد : كه « خطا بودن شش‌تاى از آنها را در تحفه [ اثر ديگرى از همو ] بيان كرده بود و خطاهاى مربوط به مدل هفتم و هشتم را به منظور آزمودن افراد باهوش وانهاده بود تا ببيند آيا آنان اين خطاها را كشف مىكنند يا نه » . اين اثر به همين شكل بدون شگردهاى عمدى مؤلف به اندازه كافى دشوار است . ولى مهم اين نيست كه اين اثر چه اندازه مشكل است ، آنچه بايد مشخص شود سهم قطب الدّين شيرازى در پژوهش‌هاى مكتب مراغه است ؛ و براى اينكه اين مطلب معلوم شود بايد اين آثار ، در اين زمان يا زمانى ديگر مورد مداقّه قرار گيرند . امر ناراحت‌كننده‌تر آن است كه انسان با معضل تعيين مدل واقعى شيرازى رها شده است ، زيرا در بالا اشاره كرده‌ام كه مدل حركت كواكب فوقانى را كه كندى به شيرازى نسبت داده بود سال قبل به درستى از آن عرضى دانستم . انسان به‌طور آرمانى علاقه دارد كه تصحيح انتقادى سه اثر موجود و مشهور قطب الدّين شيرازى ، نهايه ، تحفه و فعلت را همراه با ترجمه و شرح‌هاى آنها در دست داشته باشد ، و نيز تحليل كاملى از طبيعت مدل‌هاى رياضى براى همه سيارات را داشته باشد . اين كارها بايد انجام شود تا كارهاى كاملا ابداعى شخص ابن شاطر فهم گردد . امّا پيش از آنكه ما به آن پلهء نهايى تحليل متون متعلق به مكتب مراغه برسيم ، كارهاى ضرورى بيشترى بايد در مورد خود نسخه‌هاى خطى صورت پذيرد . بالاخره ، آخرين عضو مكتب مراغه ، كه ابن شاطر به خاطر نقش او در طراحى مدلهايش نام مىبرد ، يحيى بن ابو شكر مغربى 683 / 1283 است . آثارى