على زمانى قمشه اى

48

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

ما همچنين از آثار ابن شاطر دريافتيم كه تاريخ نقد نظام بطلميوسى ، تاريخى كهن در اخترشناسى دورهء اسلامى است و اينكه چندين اخترشناس ، چند سده پيش از ابن شاطر از راه‌هاى گوناگون به نقد آن نظام پرداخته بودند . تصويرى كه از اين امر به دست مىآيد آن نيست كه ابن شاطر مستقل الرأى ، مدلهاى خود را در عالم رؤيا بدون داشتن پيشينه ذهنى مىبافته است . جنبه‌هاى ديگرى از اخترشناسى اسلامى با پژوهش مستمر دربارهء مكتب مراغه ، مورد مداقّه قرار گرفت . موضوع تعيين تاريخ تأليف آثار يكايك اخترشناسان ، هروقت كه مشكلى ايجاد مىكرد ، بسيار مهم مىشد ؛ زيرا اين امر براى تبيين پيشرفت منطقى قضاياى رياضى و گسترش گام‌به‌گام خود مدل‌ها ، مورد نياز بود . در يك بررسى نهايى نيز ، به منظور تعيين دليل واقعى ، كه موجب انتقاد از نظام بطلميوس مىشد ، آگاهى از اين ترتيب زمانى ضرورت داشت از اين ديدگاه اين نكتهء مهم بايد يادآورى شود كه مثلا « جفت طوسى » در آغاز با انگيزهء حفظ فرضيهء بطلميوسى تشريح افلاك ، كه خلل برداشته و نيمه‌جان شده بود ، ابداع شد ؛ و هرگز ، انگيزه اين نبود كه مشكل فلك معدّل المسير را در مدل‌هاى ديگر اخترشناسى حل كند ، چنانچه بعدها چنين شد . در هر حال دلالت‌هاى پژوهش‌هاى مكتب مراغه براى تاريخ عمومى اخترشناسى اسلامى ، هميشه درست فهميده نشده است . نخست اينكه ما مىبينيم كه اگرچه پژوهش‌هاى مكتب مراغه باكمال حسن نيّت انجام مىگرفت ، بااين‌حال سهمى از افسانه و تعبيرات نادرست به آنها راه يافته بود ، كه متأسفانه اينك به منافع درجهء دوم و سوم نيز رسيده است . يكى از اين افسانه‌ها به هدفى كه اخترشناسان مراغه پيگيرى مىكردند و ضمنا به هدف سراسر سنت‌هاى اسلامى كه اين اخترشناسان پيرو آن بودند ، مربوط مىشود . رايج‌ترين تعبير در